{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجتمونو بگیریم یه زنه هم

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجتمونو بگیریم یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد,بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دس داده :|
دیدگاه ها (۲)

"زیادی" دوستـــت داشتم !!!! میدانـــی اشتباه از کجاست ؟؟؟؟ ا...

ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﺮﺍﺑﻪ ، ﺩﺍﺩﺍﺷﺶ ﺍﻳﺪﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ﻣﻌﺘﺎﺩﻩ ...

بابام اومده اتاقم نشسته روی تختم ببینه چیکار میکنم.............

ﻣﯿﮕﻦ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﺎ ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﮐﻮﺗﺎﻫﻪ . . . ﺧﻮﺷﺒﺤﺎلتون ﺣﺎﻻﺣﺎﻻﻫﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍ...

رومان عشق پنهانی (پارت8)

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:74☆ویو یونجون:از فرودگاه خبر ...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

کپشن مهمه کاوایی ها

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط