{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم عشق و می لرزد دلم

می نویسم عشق و می لرزد دلم
مینویسم عشق و اشکم میچکد

مینویسم یاد و یادت می کنم
می نویسم ابر و باران می چکد

منویسم تا تو را پیدا کنم
از میان برگ های دفترم

تو که هستی تو چه هستی خوب من
ای تمام شعرهای دفترم

تو که هستی که دلم شیدای توست
تو که هستی که پریزاد منی

تو تمام لحظه هایم با منی
یا که نه شاید که همزاد منی
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۵)

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

ڪمی عطر یاس و ڪمی التماستوی مهربان … و… من ناسپاستوسلطان نور...

ای زلیخا یوسف چاهت منمکشتهٔ آن صورت ماهت منمای زلیخا لحظه ای...

مادرم خود همــــه گل بود و گل از دیدن اوصـــبح هـــا باز کند...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁷ ات مظلوم ترسیده: خب...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط