{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمایت را میپرستم

چشمایت را میپرستم
آنها بمن میگویند :
که با آنها بزرگ شدم
یاد گرفتم
عاشقی کردم
دیوانگی کردم
شیطنت کردم
و پرواز کردم
در آسمانی که هیچگاه سرزمین من نبود
زادگاه من نبود
اما بزرگ بود
به بزرگی عشقمان
به بزرگی بادهای ساحلی سرزمین تو
به شکوه شکوفه های گیلاس
به شکوه رنگ چشمانت
میخواهمت!
نمیدانی که چقدر میخواهمت! تو و چشمانت برای من هستید!
دیوانگی باتو و برای تو را دوست دارم!
جنس پاک سرزمین وجودت مرا تا آسمانهایی برد که هرگز جایگاه من نبود!
sh
دیدگاه ها (۳)

فقط باید خودش باشه ... یه وقتایی هست که نه یادش ارومت میکنه ...

ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﺑﭽﺴﺒﯿﺪ ! ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ .... ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻧﻔﺮﻭﺷ...

آسمان خاطراتمان را بخاطر خواهد سپرد تا سالها پس از نبودن ما ...

یادم باشد بگویمت… . دیگر از آن لبخندها آن هم ناگهانی ، نثار ...

چشمایت را میپرستمآنها بمن میگویند :که با آنها بزرگ شدمیاد گر...

چشمایت را میپرستم؟انها بمن میگویند ...که با انها بزرگ شدمیاد...

بیکس محمد قادر

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط