{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمایت را میپرستم

چشمایت را میپرستم
آنها بمن میگویند :
که با آنها بزرگ شدم
یاد گرفتم
عاشقی کردم
دیوانگی کردم
شیطنت کردم
و پرواز کردم
در آسمانی که هیچگاه سرزمین من نبود
زادگاه من نبود
اما بزرگ بود
به بزرگی عشقمان
به بزرگی بادهای ساحلی سرزمین تو
به شکوه شکوفه های گیلاس
به شکوه رنگ چشمانت
میخواهمت!
نمیدانی که چقدر میخواهمت! تو و چشمانت برای من هستید!
دیوانگی باتو و برای تو را دوست دارم!
جنس پاک سرزمین وجودت مرا تا آسمانهایی برد که هرگز جایگاه من نبود!
دیدگاه ها (۱)

گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشکیل زندگی و ر...

می‌نویسم عشقمی‌خوانند وهم، حماقت، خواب، خیالمی‌نویسم تا ابدم...

من صبورم اما......به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شاد...

..

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چشمایت را میپرستم آنها بمن میگویند : که با آنها بزرگ شدم یاد...

چشمایت را میپرستم؟انها بمن میگویند ...که با انها بزرگ شدمیاد...

فال امروز چهارشنبه 2 مهر 93 چهارشنبه 24 سپتامبر 2014فال حافظ...

فال امروز شنبه 22 فروردین 94 شنبه 11 آوریل 2015فال حافظفال ر...

بیکس محمد قادر

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط