{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏یه‌جایی شاملو میگه:

‏یه‌جایی شاملو میگه:
«مَن دَر بی‌حوصِلِگی‌هایَم، با تو زِندگی‌ها کَرده‌اَم»
وَ چه شَبایی که تو زِندِگیمون،
حوصِله هیچ‌ بَنی‌ بَشری رو نَداشتیم، وَلی وَسَطِ هَمون بی‌حوصِلِگی، ...
غَرقِ فِکر و خیآلِ یه‌ آدَم‌ بودیم...🙂🌙✨

















[ عالَم چِنین فراخ!
چه دِلتَنگ مانده‌ایم...🌙🖤🙂]


#آناهیتا 🖤
دیدگاه ها (۰)

دیشَب،سَر و صِداش نمیذاشت چَشم رو هَم بِذارَم... به زَحمَت ی...

دیشَب رَفتیم زیرِ دِرَختِ خُرمالو که دوستِش داری؛هِی شِمُردی...

میگَم ...چِجوريِ كه نَبودَنِت هَم مِثلِ بودَنِت شَبيهِ بَقيه...

‹ میگَم‌آقایِ دُکتر؟مَن که نه پیاده رَوی می‌کنَم، نه کاری می...

از بیکاری میخوام یه اتفاق رو تعریف کنم😑 (حوصله خواندن داری...

۱۴۰۴/۱۲/۲۴شش روز مانده به عیدو هیچ عیدی مانند روز فرار من از...

پارت ۳۶وقتی برگشتند خانه، شیسویی فقط افتاد روی تخت ایتاچی:"خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط