{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سهراب_سپهری

#سهراب_سپهری

زندگی، شاید
شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست،
که دریغش کردیم.

" نوووش جونتون ....☕️

ꕥ࿐⚫️☕️
دیدگاه ها (۰)

•صدای پای آب....همینقدر ساده، همینقدر دلنشین و خواستنی😍🎶#آرا...

‏خدایا معرفت این‌ را که توحواست به من هست در جان من روشن کن....

تو آرامش رانه با تغییر دادنوضعیت زندگی‌ات،که با پی‌ بردنبه آ...

❣ﺁﻫﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯیباﻫﺴﺘﻨﺪ..ﮔﻮﺵ ﮐﻦ..ﺻﺪﺍﯼ ﻃﺒﯿﻌﺖ..ﺻﺪﺍﯼ ﺭﻭﺩﺧ...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

*یادت هست؟* روزهایی که دنیا، به اندازه یک حیاط کوچکِ آجری بو...

قراره از اول کل رمان را بزارم😄پارت اول #زندگی_جدیدتوی خیابان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط