#سهراب_سپهری

#سهراب_سپهری

زندگی، شاید
شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست،
که دریغش کردیم.

" نوووش جونتون ....☕️

ꕥ࿐⚫️☕️
دیدگاه ها (۰)

🙂‍↕️مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،زنده‌ام بی تو، ولی ...

قایقی خواهم ساخت ..

پدرم نیست ...

جمعه‌ مبارکرفیقان جانم… 🍂🧡امروز اگر اناریبی‌هوا از دستتان غل...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

فاصله یک لبخند تا جنون

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

سهراب سپهری شاعر و نقاش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط