{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

impossible dream -رویای محال

impossible dream -رویای محال
ep-11
نکنه بکهیون هم اینطوری باشه نکنه بک منم مثل کای باشه
صفحه رو خاموش کردم و سرم و روی زانو هام گداشتمو گریه کردم جوری که نفهمیدم کی خوابم برد
مریم:
ساعت تقریبا شیش بود و از پانی خبری نبود دیگه مجبور شدم از فیکم دل بکنم بلند شدم برم دنبالش
اول رفتم آشپزخونه معده ام ضعف میرفت در یخچال باز کردم آخ جون نوتلا😍
برش داشتم و دوتا قاشق برداشت رفتم اتاقارو گشتم وایی لولو خوابه رفتم تو اتاق بالا سرش
واییی فدات نفس چرا نشسته خوابیدی خم شدم و گردن خم شد شو بوسیدمو رفتم بیرون دستشویی حمام کل خونه رو گشتم نبود رفتم تو محوطه یه چیز آبی بهم چشمک میزد  رفتم جلو اااا این که پانیه چرا اینجا خوابیده نوتلا رو گذاشتم زمین
-پاااااانییییی پاااااانیییی مای شیو
چشاشو باز کرد این چرا چشماش اینقدر قرمزه
-پانی چرا چشات قرمزه
-چرا من اینجام
-از من می‌پرسی بگو ببینم چرا چشات قرمزه
-هیچی فقط یکم دلم گرفته بود
دستمو گذاشتم رو شونه اش :گریه کردی خواهری
سرشو گذاشت رو شونه ام
-مرمری الان فهمیدم ستاره ها فقط از دور قشنگ ان
-چرا خواهری
از ب بسم الله تا نون پایان و برام تعریف کرد منم بغضم گرفت با صدا پانی به خودم اومدم
-نکنه بکهیونم این طوری باشه
-نه نیست کای کلا اینطوریه تازه مگه ندیدی خودش گفته بی اعصابه
پانی دستمو پس زد و بلند داد زد
-بی اعصاب تو به این میگی بی اعصاب وقتی یکی بهت توهیین کنه بهت بگه لیاقت نداری تو به این میگی بی اعصابی اره
-باشه باشه دیگه نمی گم فقط آروم باش
دیدگاه ها (۲)

ادامه ی پارت ۸

My nurse

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

چند پارتی (درخواستی)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁴✨صبح ویو ات ساعت ۶:۳۰✨ صبح با غ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط