{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

impossible dream-رویای محال

impossible dream-رویای محال
ep-10
.... چشمام و اروم باز کردم اول دیدم تار بود ولی بعد که خوب شد دیدم ساعت روی دیوار چهارو نشون میده  یه نگاه ب مریم کردم... اوهه فاک هنوزم داشت میخوند در اتاق و که باز کردم صداش دراومد:مای شیو مای جیمینت هم گشنس هم تشنه
-مای جیمین من کی چلاق شد
منتظر جواب نموندم رفتم پایین و یخچال و یافتم ولی خب کدوم ابه؟یعنی شراب هم ممکنه باشه
وایی حالا چه غلطی کنم ..آب لوله هم که گرمه تازه مای جیمینم گشنه شه اخه یکی نیست به این اکسو بگه شما که مهمون دعوت میکنید حداقل یه چیزای ضروری و در خدمتشون بزارید (چه قدرم که اونا دعوتمون کردن) سرشونو گذاشتن عین خرس خوابیدن
-ولی ما همه بیداریم
یا خدا...اگه میدونستم خونشون جن داره غلط میکردم پام و توش بزارم با ترس و لرز برگشتم که ...پق..
-آیی آیی سرم مگه کوری
-ببخشیدا ولی جناب عالی کوری
سر مو آوردم بالا همه کای بود بایس دومم چه بدم داشت نگاه میکرد جلو چشاش دو تا بشکن زدم
-هووی کجایی
پوزخندی زد-هه همین جا
دوباره اخماش رفت تو هم- اینجا چیکار میکنی
-خب هم آب می خوام هم اینکه گشنمونه
-برو گمشو اون ور
-گمشدی اخه آدم با فنش اینطور صحبت میکنه
-لیاقتت همینه
بغضم گرفت.. چرا اینطوری شد نه این اونی نیست که دوسش داشتم ..این اونی نیست که با خنده هاش ذوق مرگ میشدم
-اه حالا چی بدم شما کوفت کنید
..بغض بدجوری داشت خفن میکرد سعی کردم صدام نلرزه ولی نشد
-هیچی ولش کن چیزی نمی خوایم
منتظر جوابی از کای نشدم از آشپزخونه اومدم بیرون و رفتم تو محوطه خونه اشون کنار یه درخت نشستم
دیگه نتونستم جلو اشکامو بگیرم
گوشیم روشن کردم و به صفحه اش زل زدم عکس سهونو بکیو کای بود
دیدگاه ها (۴)

تصویر زمینه گوشیم تو فیک

impossible dream -رویای محال ep-11نکنه بکهیون هم اینطوری باش...

impssible dream -‌رویای محال ep-9فاطی هنوز با بکی در گیر بود...

هارلیییییییییی

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیــׄ ...

جادوی عشق ۱۳ part میکرد... شاید. شاید هنوز باشه و... باید ای...

#دریای_آبی#5کنار من قدم برمی داشت گفت:چرا دروغ گفتی؟«چون ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط