{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P10🍋‍🟩






-بهتر شدی؟

&عضلاتم یکم شلتر شدن اما بازم درد دارم

-اشکالی نداره اونم یکم بعد درست میشه

&اره

-هنوزم گرنست نیست ؟

&نه اصلا

-چرا؟... شاید شکمت به خاطر همین درد میکنه

&نمیدونم اما اصلا گشنم نیست




نامجون کوسن مبل رو گذاشت کنار پای خودش و پتو رو هم از کشوی پایین مبل برداشت


-هانیل

&بله؟

-دراز بکش شاید کمکت کنه

&نه ممنون نمیخواد

-چرا به دردت کمک میکنه

&باشه پس میرم بالا

-نمیخواد همینجا دراز بکش اشکالی نداره

&اخه اینجا چیزه

-هانیل آخه چرا سر همه چی بحث میکنی

&باشه معذرت میخوام


هانیل آروم دراز کشید و سرشو گذاشت روی کوسن و چشماشو بست و نامجونم پتو رو کشید روش


-حالا بهتر شد

&مرسی

-هانیل؟

&بله

-میتونم یه چیزی ازت بپرسم

&بله البته

-تو چند ساعت پیش وقتی بحثمون شد و من صدام رفت بالا....از من ترسیدی ؟


هانیل جا خرد چند لحظه خشکش زد انتظار همچین سوالی رو نداشت



&خوب....یکم شکه شدم اما نه نترسیدم

-واقعا میگی؟

&اره....من هیچ وقت از شما نمیترسم

-خوشحالم اینو میشنوم

&شما چی؟

-من چی؟

&خیلی ازم ناراحت و عصبی شدین؟

-نه اصلا من فقط نگرانت بودم






ادامه دارد...





🎀خوشگلام به مناسبت روز دختر براتون چند پارت دیگه هم مینویسم و میزارم 🎀
دیدگاه ها (۲۹)

P11🍋‍🟩&بابا-اوم؟&مرسی که نگرانم بودین-اخه اینکه تشکر نمیخواد...

P12🍋‍🟩هانیل:کم کم داشت خوابم میبرد که دوباره موج شدیدی از در...

سلام فرشته های من(:روزتون مبارک دختر کوچولو های من🎀

P9🍋‍🟩هانیل:بعد از اینکه بابام زخممو پانسمان کرد خیلی حالم به...

P8🍋‍🟩نامجون:هانیل خیلی ترسیده بود واسه همین گفتم بره بالا لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط