part 34🍋🟩
part 34🍋🟩
& بابا
-بله
&کمرم درد گرفت اینجا
-باشه دخترم بلند شو بریم رو تخت
&بابا
-جانم
&میشه بغلم کنی
-باشه
پتو رو میزنه کنار و یکی از دستاشو میزاره زیر گردنش اون یکی رو میزاره پشت زانو هاش و هانیل رو بلند میکنه و میزارتش رو تخت خودش و پتو رو میکشه روش
&بابا
-بله
&شمام دراز بکشید
-من؟
&اوهم
-چرا
&از بچگی دوست داشتم یه بارم که شده باشه رو تختتون و تو بغل شما بخوابم
-باشه پس
دراز میکشه کنارش و بازوش رو میبره زیر گردنش و هانیل هم تکیه میده بهش
-خوابت میاد ؟
&نه...اما خستم
-چشماتو ببند
&بابا
-هوم
&تا کی قراره اینطوری باشه؟
-چی؟
&این رفتارتون
-منظورت رو متوجه نمیشم هانیل
&خوب ابن خوب رفتار کردناتون این بغل ها اینکه دیگه مثل قبل سخت نمیگیرین
-هانیل متوجه هستم که قبلا رفتارم یکم زیاده روی بود و دارم ترکش میکنم و اینکه نگران نباش قرار نیست چیزی تموم بشه
& واقعا؟
-قول میدم
ادامه دارد...
& بابا
-بله
&کمرم درد گرفت اینجا
-باشه دخترم بلند شو بریم رو تخت
&بابا
-جانم
&میشه بغلم کنی
-باشه
پتو رو میزنه کنار و یکی از دستاشو میزاره زیر گردنش اون یکی رو میزاره پشت زانو هاش و هانیل رو بلند میکنه و میزارتش رو تخت خودش و پتو رو میکشه روش
&بابا
-بله
&شمام دراز بکشید
-من؟
&اوهم
-چرا
&از بچگی دوست داشتم یه بارم که شده باشه رو تختتون و تو بغل شما بخوابم
-باشه پس
دراز میکشه کنارش و بازوش رو میبره زیر گردنش و هانیل هم تکیه میده بهش
-خوابت میاد ؟
&نه...اما خستم
-چشماتو ببند
&بابا
-هوم
&تا کی قراره اینطوری باشه؟
-چی؟
&این رفتارتون
-منظورت رو متوجه نمیشم هانیل
&خوب ابن خوب رفتار کردناتون این بغل ها اینکه دیگه مثل قبل سخت نمیگیرین
-هانیل متوجه هستم که قبلا رفتارم یکم زیاده روی بود و دارم ترکش میکنم و اینکه نگران نباش قرار نیست چیزی تموم بشه
& واقعا؟
-قول میدم
ادامه دارد...
- ۱.۱k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط