عشق

عشق
زنی‌ ‌ست که حواسش به هیچکس نیست
گوشواره‌هایش را یکی‌ یکی‌ در می‌‌آورد
سرش را به یک طرف خم می‌کند
تا شانه‌هایش پر شود از سیاهی موهایش
دستش را می‌‌برد تا دکمه‌های لباسش را باز کند

عشق مردیست
که آخرین پٔک محکمش را به سیگارش میزند
و آرام ... خیلی‌ آرام
زن را در آغوش می‌کشد
درست زمانی‌ که
زن حواسش به هیچکس نیست......
دیدگاه ها (۲)

کمی تامل باعرض پوزش... زن سینه‌های برجسته نیستموی مش کردهابر...

کافی شاپی قدیمیدکوری خاکی با تزئینی از تارعنکبوتنور قرمز چرا...

سه روز است که یکبند باریدهانگار گنجشک‌ها مرده اندبه جای آواز...

من ازادی میخواستم!!!من ازادی را با عشق میخواستم...انها با اس...

ازمایشگاه سرد

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۲جیمین در حال سخت و جدی حرف زدن بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط