{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حضرت ابراهیمم راحت بوده ها هر وقت گوشت تو خونه نبوده چاقو

حضرت ابراهیمم راحت بوده ها هر وقت گوشت تو خونه نبوده چاقو برمیداشته میرفته سمت اسماعیل که یهو یه بره از دور بع بع کنان میدویده سمتش
دیدگاه ها (۲)

والا منم اول هر ماه با یه داف سینمایی ازدواج کنم و اخر ماه ط...

بین کوکب خانم و کبری و بقیه نوستالژی‌های کتاب فارسی ما دهه ش...

وقتی دخترا میفهمن چال گونه دارن 😂 😂

مهنددددس ریدی با ر دسته دار 😂 😂 😂

☆پارت ۷☆☆ستاره‌ای در شب ☆لو یهو یه جک آب دار خوابوند زیر گوش...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام)پارت ۵

که یهو برگشت و گفت«اقای پارک من میتونم مرخصی بگیرم امروزو؟»خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط