{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای سرم گفت داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
گف پس اینا چیه رو دستت?!?!?








منم یه نگا کردم گفتم:

وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!
دیدگاه ها (۲)

____[The Forbidden Crossing]____

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

سناریو درخواستی

star key ring:6

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط