پارت
پارت [4]
تهیونگ:"یه سری تکون داد"
(تهیونگ:دیدم در اتاقمو میزنن)
تهیونگ:بفرمایین
ا/ت:سلام تهیونگ
تهیونگ:آم سلام ا/ت
ا/ت:بیا قهوه
تهیونگ:اوه مرسی لازم نبود زحمت بکشی
ا/ت:(لبخند زد)
تهیونگ:میگم که امشب بیکاری؟
ا/ت:اوم اره چطور؟
تهیونگ:امشب میای بریم پیاده روی؟
ا/ت:آره حتما اتفاقا خیلی پیاده روی دوس دارم
تهیونگ:منم همینطور میگم که ایشالا امروز که ماشین نیوردی؟
ا/ت:به نظرت امروز دوتا پسر اومدن توی ماشینم اذیتم کنن؟(با خنده)
تهیونگ:اوه راست میگی چقدر حواس پرتم (با خنده)
ا/ت:" خنده"
تهیونگ:بعد از کار میرسونمت خونه اماده شو بریم باشه؟
ا/ت :اوکی
[از دید راوی]
بعد از چند ساعت کار که کارشون تموم شد تهیونگ میره در اتاق ا/تو میزنه ا/ت درحال جمع کردن وسایلش بود...
تهیونگ:ا/ت بریم؟
ا/ت:اوهوم بریم
[دوباره از دید راوی]
خلاصه که رفتن سوار ماشین شدنو اینااا
تهیونگ:ببخشید لیدی میشه آدرس خونتونو بدین؟
ا/ت:آم اره ادرسم[..فلان جاس حالا😂..]
تهیونگ:اوکی لتس گو
<ا/ت و تهیونگ رسیدن>
ا/ت:خب آم من تا آمادشم شاید طول بکشه توهم بیا
تهیونگ: اوکی
ا/ت:<درو باز میکنه> بفرمایین
تهیونگ:<لبخند میزنه>
ا/ت:من میرم لباسامو عوض کنم تو راحت باش
تهیونگ:باشه مرسی
[از دید راوی ا/ت رفت بالا](بچم مثلا خونش دوبلکسه😂)........
ادامه دارد..
تهیونگ:"یه سری تکون داد"
(تهیونگ:دیدم در اتاقمو میزنن)
تهیونگ:بفرمایین
ا/ت:سلام تهیونگ
تهیونگ:آم سلام ا/ت
ا/ت:بیا قهوه
تهیونگ:اوه مرسی لازم نبود زحمت بکشی
ا/ت:(لبخند زد)
تهیونگ:میگم که امشب بیکاری؟
ا/ت:اوم اره چطور؟
تهیونگ:امشب میای بریم پیاده روی؟
ا/ت:آره حتما اتفاقا خیلی پیاده روی دوس دارم
تهیونگ:منم همینطور میگم که ایشالا امروز که ماشین نیوردی؟
ا/ت:به نظرت امروز دوتا پسر اومدن توی ماشینم اذیتم کنن؟(با خنده)
تهیونگ:اوه راست میگی چقدر حواس پرتم (با خنده)
ا/ت:" خنده"
تهیونگ:بعد از کار میرسونمت خونه اماده شو بریم باشه؟
ا/ت :اوکی
[از دید راوی]
بعد از چند ساعت کار که کارشون تموم شد تهیونگ میره در اتاق ا/تو میزنه ا/ت درحال جمع کردن وسایلش بود...
تهیونگ:ا/ت بریم؟
ا/ت:اوهوم بریم
[دوباره از دید راوی]
خلاصه که رفتن سوار ماشین شدنو اینااا
تهیونگ:ببخشید لیدی میشه آدرس خونتونو بدین؟
ا/ت:آم اره ادرسم[..فلان جاس حالا😂..]
تهیونگ:اوکی لتس گو
<ا/ت و تهیونگ رسیدن>
ا/ت:خب آم من تا آمادشم شاید طول بکشه توهم بیا
تهیونگ: اوکی
ا/ت:<درو باز میکنه> بفرمایین
تهیونگ:<لبخند میزنه>
ا/ت:من میرم لباسامو عوض کنم تو راحت باش
تهیونگ:باشه مرسی
[از دید راوی ا/ت رفت بالا](بچم مثلا خونش دوبلکسه😂)........
ادامه دارد..
- ۱۰.۱k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط