{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [5]
از دید راوی:خلاصه که رفت بالا بعد در حال عوض کردن لباسش بود موهاشم باز گذاشت (لباسشم گذاشتم)
ا/ت داشت میرفت پایین
ویو تهیونگ:واوووو چه خوشگل شدههه
تهیونگ:چه خوشگل شدی
ا/ت آم فقط لباس عوض کردم کجا خوشگل شدم
تهیونگ:به نظر من کلی فرق کردی درضمن موهاتم باز گذاشتی
ا/ت:اوم آی دونت نو والا
تهیونگ:خب بریم؟
ا/ت:اره بریم
(ویو تویه خیابونای شهر داشتن قدم میزدن)
تهیونگ:میگم که ا/ت تاحالا با کسی تو رابطه بودی؟
ا/ت:اوم..اره
تهیونگ:الان با کسی که نیسی ایشالااا
ا/ت:نع چطور؟
تهیونگ:آم همینجوری...
ا/ت:ساکت موند
یهو سر راهشون یه گل فروشی دیدن که قبلا (بوی فرندش_Boy friend)میومد اونجا واسش گل میخرد(مردم چ شانسی دارنااا😂)
ا/ت:ع این گل فروشیههه
تهیونگ:تاحالا اومدی؟
ا/ت:اوم اره با.....
تهیونگ:اها با بوی فرندت
ا/ت:اره
تهیونگ:راستی چه گلی دوست داری
ا/ت:گل رز
تهیونگ:چه رنگی؟
ا/ت:قرمز
تهیونگ:خب بریم بخریم
ا/ت:ن نمیخوام مرسی
تهیونگ:تو نخای من میخوام
ا/ت:(خنده) اوکی قبولههه
تهیونگ:آفرین گود گرل
ا/ت:(لبخند دندونی)
تهیونگ تویه دلش:وایی خدایااا چقدر کیوتههه....



ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۸جیمین:هی چقدر قهوه میخوریا.ت:بدنم کافئین نیاز داره مُ...

پارت ۲۹ویو جلسه ی فردا/جیمین: میریم هتل و دو روز دیگه عملیات...

پارت [4]تهیونگ:"یه سری تکون داد"(تهیونگ:دیدم در اتاقمو میزنن...

پارت ۲۷ا.ت:مشغول نوشتن کار های روزانه اش(جز کار های مهمش هست...

خون اشام پنهان ۱۵

عشق مافیا

پارت جدید عشق بی عیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط