{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۸
جیمین:هی چقدر قهوه میخوری
ا.ت:بدنم کافئین نیاز داره مُداوم
جیمین:من فقط میبینم همیشه قهوه و نودل میخوری یکم غذا ی سالم بخور
ا.ت:ببین کی داره به من میگه(پوزخند میزنه)
ا.ت:نمیخواد بهم بگی سالم غذا بخورم شما حواست به خودت باشه که سالم بمونی جیمینشی
جیمین:ای بابا ای بابا خوشم نیومد(با خنده)
ا.ت:زد زیر خنده تا حدی که قهوه رو گذاشت روی مز که نریزه ولی خودش رو زود جمع کرد
جیمین:لبخند محو زد
ا‌.ت:خیلی خب حالا خندیدم پرو نشو
جیمین:میخنده ولی سریع خودش رو جمع میکنه
ا.ت:طراحی عملیات تموم شد؟
جیمین:آره
ا.ت:بیا روی صفحه ی تی‌وی نشونم بده
جیمین:تمام عملیات رو براش توضیح میده
ا.ت:واو عین همیشه نقشه ات عالی بود
جیمین:مرسی
ا.ت:پس، فردا جلسه میزارم توضیح میدی
ا.ت:فقط از اینجا تا گوانگجو یک روز راهه بعدش عملیات مال کی میوفته؟
جیمین:سه روز دیگه و فردا راه میرفتیم و عین شهروند های عادی میریم هتل و..
ا.ت:آها اوکیه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۹ویو جلسه ی فردا/جیمین: میریم هتل و دو روز دیگه عملیات...

پارت ۳۰ویو شب توی ماشین ا.ت و جیمین/ا.ت:هی جیمین بزن کنارجیم...

پارت [5]از دید راوی:خلاصه که رفت بالا بعد در حال عوض کردن لب...

پارت [4]تهیونگ:"یه سری تکون داد"(تهیونگ:دیدم در اتاقمو میزنن...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط