جئون یا بهتره بگم جی کی من میدونم چی میگی ولی از
جئون.. یا بهتره بگم جی کی.. من.. میدونم چی میگی.. ولی از اولشم نقشه خودم بود.. اینکه خودم. بهتون تحویل بدم و منو.. بکشید.. من فقط میخوام با مرگ من... بقیه زنده بمونن... لطفا کوکی.. منو همین الان بکش(سرعت ریختن اشکاش بیشتر شد)
×(جئون ازینکه دخترک اونو کوکی صدا زده بود به شدت تعجب کرده بود.. هیچکس اجازه این کارو نداشت)
داری چرت و. پرت میگی دختر.. قرار نیس.. زود بمیری.. گفتم که اول اونا بعد تو.. نگران نباش نوبت توام میرسه(دروغ چرا.. واقعا حس عجیبی داشت که خودشو تحویل داده اما.. بازم اسون نگرفت بهش)
خیلی خب.. راه میافتیم بهتره دهنتو ببندی تا اخر مسیر
+اما.. جئون..
×باز چته
+میشه.. یچیزی بدی بخورم؟ دارم تلف میشم
×گرو گرفتمتا... چرا عین رئیسا حرف میزنی(با تک خنده)
+اوو باورم نمیشه میتونی بخندی..
×ساکت شو..(عصبی)
+
کوکیی لطفا...
×گفتم دهنتو ببند (داد)
+حداقل دستامو.. باز کن اشکامو پاک کنم..
×(کوک که دیگه حوصله ناراحتیشو نداشت و حتی نمیدونس چرا.. از تو داشبورد بسکویتی برداشت و.. هم دستای دختر و هم بیسکویت و باز کرد)
ادامه پارت 10... ببخشید اگه بد شذ بین خواب و بیداری نوشتم
×(جئون ازینکه دخترک اونو کوکی صدا زده بود به شدت تعجب کرده بود.. هیچکس اجازه این کارو نداشت)
داری چرت و. پرت میگی دختر.. قرار نیس.. زود بمیری.. گفتم که اول اونا بعد تو.. نگران نباش نوبت توام میرسه(دروغ چرا.. واقعا حس عجیبی داشت که خودشو تحویل داده اما.. بازم اسون نگرفت بهش)
خیلی خب.. راه میافتیم بهتره دهنتو ببندی تا اخر مسیر
+اما.. جئون..
×باز چته
+میشه.. یچیزی بدی بخورم؟ دارم تلف میشم
×گرو گرفتمتا... چرا عین رئیسا حرف میزنی(با تک خنده)
+اوو باورم نمیشه میتونی بخندی..
×ساکت شو..(عصبی)
+
کوکیی لطفا...
×گفتم دهنتو ببند (داد)
+حداقل دستامو.. باز کن اشکامو پاک کنم..
×(کوک که دیگه حوصله ناراحتیشو نداشت و حتی نمیدونس چرا.. از تو داشبورد بسکویتی برداشت و.. هم دستای دختر و هم بیسکویت و باز کرد)
ادامه پارت 10... ببخشید اگه بد شذ بین خواب و بیداری نوشتم
- ۴۲۱
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط