ONLY MINE
ONLY MINE
PART 21
کوک. ون ردیابی که بهت میدم رو همیشه روی لباست وصل میکنی که ما بدونیم کجای و چیکار میکنی ...
خوب سوال؟
ا/ت . نه.... فهمیدم
کوک. خوبه ..
ا/ت . فقط یه چیزی
کوک. چی ؟
ا/ت . برادرم چی ون کجاس ؟
کوک. برای برادتم برنامه دارم..... تو روی کار خودت تمرکز کن
ا/ت .لطفا عذیتش نکن ون فقط ۶ سالشه من هر کاری بخوای میکنم فقط عذیتش نکن
کوک. روی کار خودت تمرکز کن
ا/ت . لطفا ...
کوک . ( یه نفس عمیق کشید که عصبی شدنش رو نشون میداد به ا/ت نگاه کرد
ا/ت . باشه ...
کوک . دنبالم بیا ..
ا/ت . دنبال کوک رفت و سوار ماشین شد ...
به محض سوار شدن ا/ت یکی از کوک چشماش رو با یه پارچه سیاه بست و رفت به سمت باند
چند مین بعد رسیدند کوک چشمای ا/ت رو باز کرد و وارد باند شدند و به دفتر کوک رفتند...
کوک . هعی تو ... به کیم و سانگ بگو بیان دفتر من
فرد . چشم ارباب .... ( رفت و با هر دو نفر برگشت ..
کیم . میتونیم بیام داخل ارباب؟
کوک. بیاین
کیم . سانگ . به کوک احترام گذاشتن و نشستن
سانگ . مشکلی پیش اومده قربان ؟ ( نگاه های مشکوک به ا/ت
کوک . نه .... بلکه یه فرصت طلایی پیش ومده تا نقشه مون رو عملی کنیم و به قدرت سابق برگردیم ....
این دختر هان ا/ته .... دختر همون وکیل هایی سو
کیم . قراره با دختر یه خائن به نتیجه برسیم ؟
کوک. دقیقا ...... ازتون میخام تو ۳ روز تمامی مهارت های دفاع شخصی وکالت و قانون های مهم و هر مهارتی که خودتون نیاز دونستین رو مو به مو بهش یاد بدین شده نزارید بخوابه و فشرده بهش آموزش بدید ...
کیم . رفت پیش کوک و آروم بهش گفت : جونگ کوک تو مطمئنی ؟ اگه خیانت کنه چی ؟
کوک . خیالت راحت کسی پیش منه که جونش واسش عزیزه جرعت چنین کاری رو نداره
کیم . اوکی اگه تو مطمئنی باشه
کوک . خوب اقایون از همین الان کارتون رو شروع کنید ...
کیم . سانگ . چشم ...
ادمین . ا/ت ۳ روز به صورت کاملا فشرده آموزش دید تا بتونه وارد باند سو بشه و بعد از ون کار اصلی ا/ت تازه شروع میشه ....
ادامه دارد......
PART 21
کوک. ون ردیابی که بهت میدم رو همیشه روی لباست وصل میکنی که ما بدونیم کجای و چیکار میکنی ...
خوب سوال؟
ا/ت . نه.... فهمیدم
کوک. خوبه ..
ا/ت . فقط یه چیزی
کوک. چی ؟
ا/ت . برادرم چی ون کجاس ؟
کوک. برای برادتم برنامه دارم..... تو روی کار خودت تمرکز کن
ا/ت .لطفا عذیتش نکن ون فقط ۶ سالشه من هر کاری بخوای میکنم فقط عذیتش نکن
کوک. روی کار خودت تمرکز کن
ا/ت . لطفا ...
کوک . ( یه نفس عمیق کشید که عصبی شدنش رو نشون میداد به ا/ت نگاه کرد
ا/ت . باشه ...
کوک . دنبالم بیا ..
ا/ت . دنبال کوک رفت و سوار ماشین شد ...
به محض سوار شدن ا/ت یکی از کوک چشماش رو با یه پارچه سیاه بست و رفت به سمت باند
چند مین بعد رسیدند کوک چشمای ا/ت رو باز کرد و وارد باند شدند و به دفتر کوک رفتند...
کوک . هعی تو ... به کیم و سانگ بگو بیان دفتر من
فرد . چشم ارباب .... ( رفت و با هر دو نفر برگشت ..
کیم . میتونیم بیام داخل ارباب؟
کوک. بیاین
کیم . سانگ . به کوک احترام گذاشتن و نشستن
سانگ . مشکلی پیش اومده قربان ؟ ( نگاه های مشکوک به ا/ت
کوک . نه .... بلکه یه فرصت طلایی پیش ومده تا نقشه مون رو عملی کنیم و به قدرت سابق برگردیم ....
این دختر هان ا/ته .... دختر همون وکیل هایی سو
کیم . قراره با دختر یه خائن به نتیجه برسیم ؟
کوک. دقیقا ...... ازتون میخام تو ۳ روز تمامی مهارت های دفاع شخصی وکالت و قانون های مهم و هر مهارتی که خودتون نیاز دونستین رو مو به مو بهش یاد بدین شده نزارید بخوابه و فشرده بهش آموزش بدید ...
کیم . رفت پیش کوک و آروم بهش گفت : جونگ کوک تو مطمئنی ؟ اگه خیانت کنه چی ؟
کوک . خیالت راحت کسی پیش منه که جونش واسش عزیزه جرعت چنین کاری رو نداره
کیم . اوکی اگه تو مطمئنی باشه
کوک . خوب اقایون از همین الان کارتون رو شروع کنید ...
کیم . سانگ . چشم ...
ادمین . ا/ت ۳ روز به صورت کاملا فشرده آموزش دید تا بتونه وارد باند سو بشه و بعد از ون کار اصلی ا/ت تازه شروع میشه ....
ادامه دارد......
- ۲۳.۰k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط