(Knife Dead)
(Knife Dead)
Part 48
نگاهی به تماس های بیپاسخ دوخت حتما جونکوک ناراحت شده ولی دیگه به اتمام رسیده دیگه دیدار جونکوک تموم شد دیگه هیچ وقت قرار نبود جونکوک رو ببینه لبخندی به اسم رو شماره ای که سیو کرده بود زد و اشک هایش جاری شدن دلش واقعا میخواست که جونکوک رو داشته باشه و عاشقش بمونه نه اینکه بخواد فراموشش کنه فراموش کردن عشق سختی یک کوه را داره ولی به خالش قول داد... ( ات احمق به جونکوک هم قول دادی ...قول دادی،) همش این کلمه را تکرار کرد آن هم با صدا بلند " من بهش قول دادم " ....... " قول دادم " پاهایش رو تخت جم کرد سمته شکمش برد بخاطر درد زیر دلش و خستگی گریه های زیاد رو تخت دراز کشیده اشک میریخت جدا شدن از فرشته عشق خیلی براش سخت بود و همچنان کله حرف ها سوهی و گذشته تلخ پدر و مادرش باعث گریه های ریا ترش میشد ولی اون عاشق شده بود عاشق شدن گناه ای ندارد و جرم و حکم سنگینی دارد ......
*********
جونکوک کلافه و بیشتر عصبی بعد از ارسال پیام ها گوشی رو پرت کرد برو عسلی و با عصبانیت رو تخت نشست حسی که آنروز صبح داشت بخاطر همین بود حتما باید باهاش حرف میزد باید این کارو میکرد از صبح فقد زنگ میزد ولی جوابی نمیدید پیام های که میفرستاد هم جوابی ندید عصبی از رو تخت بلند شد و بعد از پوشیدن پالتو مشکی با قدم های محکم از اتاق خودش خارج شد
جونکوک : منزل سو مینی ؟
خدمتکار : نه اشتباه اومدید اینجا منزل کیم گوانگ هست
جونکوک: نفهمیدم ولی خودش گفته بود که اینجا زندگی میکنه...
خدمتکار : حتما اشتباهی شده اگر میخواهید اقای کیم گوانگ رو صدا کنم
جونکوک خنده ای از سر عصبانیت سر داد و مشت اش گره خورده با عصبانیت لای دندان هایش غرید ...
جونکوک: مسخرم کردی. ... اگه بفهمم که مینی اینجاست خونتون رو سرتون خراب میکنم برو بهش همینو بگو لعنتی ...
با قدم های سریع از آن عمارت نورانی دور شد با عصبانیت پا گذاشته رو پدال ماشین ( میکشمت مینی ... فراری کجا رفتی .. کجا رو دنبالت بگردم ... ) عصبی تر چشم دوخته رو جاده های شلوغ .... با پریدن افکارش پاشو گذاشت رو ترمز و ناگهانی ایستاد لعنت بر این چراغ قرمز عصبی دستی به فرمون ماشین زد و به این فکر کرد که کجا میتونه باشه ولی افکارش اجازه نمیداد( اگر دیگه نبینمش چی) دندون هایش رو هم گذاشت و عصبی تر زمزمه کرد
جونکوک: مینی مگه اینکه دستم بهت نرسه از زیره سنگی باشی پیدات میکنم
Part 48
نگاهی به تماس های بیپاسخ دوخت حتما جونکوک ناراحت شده ولی دیگه به اتمام رسیده دیگه دیدار جونکوک تموم شد دیگه هیچ وقت قرار نبود جونکوک رو ببینه لبخندی به اسم رو شماره ای که سیو کرده بود زد و اشک هایش جاری شدن دلش واقعا میخواست که جونکوک رو داشته باشه و عاشقش بمونه نه اینکه بخواد فراموشش کنه فراموش کردن عشق سختی یک کوه را داره ولی به خالش قول داد... ( ات احمق به جونکوک هم قول دادی ...قول دادی،) همش این کلمه را تکرار کرد آن هم با صدا بلند " من بهش قول دادم " ....... " قول دادم " پاهایش رو تخت جم کرد سمته شکمش برد بخاطر درد زیر دلش و خستگی گریه های زیاد رو تخت دراز کشیده اشک میریخت جدا شدن از فرشته عشق خیلی براش سخت بود و همچنان کله حرف ها سوهی و گذشته تلخ پدر و مادرش باعث گریه های ریا ترش میشد ولی اون عاشق شده بود عاشق شدن گناه ای ندارد و جرم و حکم سنگینی دارد ......
*********
جونکوک کلافه و بیشتر عصبی بعد از ارسال پیام ها گوشی رو پرت کرد برو عسلی و با عصبانیت رو تخت نشست حسی که آنروز صبح داشت بخاطر همین بود حتما باید باهاش حرف میزد باید این کارو میکرد از صبح فقد زنگ میزد ولی جوابی نمیدید پیام های که میفرستاد هم جوابی ندید عصبی از رو تخت بلند شد و بعد از پوشیدن پالتو مشکی با قدم های محکم از اتاق خودش خارج شد
جونکوک : منزل سو مینی ؟
خدمتکار : نه اشتباه اومدید اینجا منزل کیم گوانگ هست
جونکوک: نفهمیدم ولی خودش گفته بود که اینجا زندگی میکنه...
خدمتکار : حتما اشتباهی شده اگر میخواهید اقای کیم گوانگ رو صدا کنم
جونکوک خنده ای از سر عصبانیت سر داد و مشت اش گره خورده با عصبانیت لای دندان هایش غرید ...
جونکوک: مسخرم کردی. ... اگه بفهمم که مینی اینجاست خونتون رو سرتون خراب میکنم برو بهش همینو بگو لعنتی ...
با قدم های سریع از آن عمارت نورانی دور شد با عصبانیت پا گذاشته رو پدال ماشین ( میکشمت مینی ... فراری کجا رفتی .. کجا رو دنبالت بگردم ... ) عصبی تر چشم دوخته رو جاده های شلوغ .... با پریدن افکارش پاشو گذاشت رو ترمز و ناگهانی ایستاد لعنت بر این چراغ قرمز عصبی دستی به فرمون ماشین زد و به این فکر کرد که کجا میتونه باشه ولی افکارش اجازه نمیداد( اگر دیگه نبینمش چی) دندون هایش رو هم گذاشت و عصبی تر زمزمه کرد
جونکوک: مینی مگه اینکه دستم بهت نرسه از زیره سنگی باشی پیدات میکنم
- ۲۱.۳k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط