{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( شعر از خودم)

( شعر از خودم)
نومید از این دلبستگی هرگز نمی گردم مگر*
جان از کفم بیرون شود ای بلبل شیرین شکر*
سالی به سالی می رسی پیغام عشقم می دهی*
خوش میرسی خوش میدهی تکرارکن باری دگر*
یادت مگر یک لحظه از سر می رود یا از دلم*
خون می کند اندر دلم یاد تو از شب تا سحر *
بردی حواسم کز سرم بیهوش و سرگردانتم *
هوشم حواسم را بده با گوشه چشمی مختصر*
هرگز ندیدم چشم من کز اشک و خون دوری کند*
چشمان من فرش رهت دیگر بیا از این سفر *
حالا دگر وقتش رسید از ابر دیگر پرده گیر *
رخ کن عیان نوری بده روشن کن این چشمان تر*
سرسبز کن دشت دلم صحرای خشکی گشته است*
آبش بده ، بذرش بده ، چون بوستانی پر ثمر *
یادی کن ازبیمارخود این نیست رسمش ای طبیب*
بیمار می خواهد دوا ، ار نه بمیرد بی خبر *
نا مهربانی کم کن ای مه چهره ای مه روی من*
ماه ی نیا ، سالی بیا ، بر تربت ما کن گذر *
وز عشقت ای سرو روان هم روح رفتست هم روان*
روحم روانم کز تو شد بازا بده روحی به سر *
نالان و گریانم همی در سینه خون دارم بسی*
فکری بکن سدی بزن سیل آمد از خون در جگر*
دیشب به خوابم آمدی لبخند بر لب داشتی *
خوشحال در سویت شدم اما برفتی چون شرر *
دیدگاه ها (۲۷)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

سلامممم جئوناا چطورییی؟این پسته تبریکه تولدته سیسییی[ ☻️]چون...

استی از لینو خواست بهش کره ای یاد بده لینو هم بهش «دستشویی ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط