{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را مَن چَشم در راهَم کِه غَمها را وَر اَندازی

تو را مَن چَشم در راهَم کِه غَمها را وَر اَندازی
مسیرَم را اَز این غُربت ، به شهر ِ باوَر اَندازی‌
تو را میدانَم این شَبها ، میآیی با هَمین مَهتاب
جفا باشد مرا اینجا ، بدون یاوَر اَندازی...
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده ام...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارمحس خوبیست که من این همه بی آ...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

میدانم که میایی از مغرب آسمان .. میایی و به #کعبه تکیه میدهی...

مادر من مادر من تو هستی یارو یاور من .....از مادر خود که مرا...

یا صاحب الزمان ادرکنی

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

دلتنگی رو هیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی . . .دلتنگ که باشی ؛ ص...

فراتر از خویش

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط