آخر یه روز رفتیم دمش بهش گفتیم ببخشید چته ؟
آخر یه روز رفتیم دمش بهش گفتیم ببخشید چته ؟
گفت : هان ؟ چه طوری ؟ چی ؟ با منی ؟
گفتیم : بابا صاحب حُسن در وفا کوش !
خودتو نگیر !
ما خیلی ساله اینجاییم ،
تو که اولی نیستی !
ولی ارزش نداره !
نرفت تو خرجش ،
هی اونورُ نگا میکرد ،
فک کردیم نکنه دمبال دوماد مو فرفری ـه است !!
نکنه موی ما حالا مُد نیس ،
نکنه ظهر پیاز زیاد خوردیم ،
نکنه اون بیت آخریه زیادی بوده ،
نکنه میخواد قیمتُ زیاد کنه !
نکنه دیوونه اس ؟!
نکنه یه چیزایی هس ما نمیدونیم ؟
یادته اون روز تو راهرو زدی تو گوشم جمشید ؟
گفتی بیدار شو از خواب آدم ساده ،
خبری نیس !
"مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد"
گفت : هان ؟ چه طوری ؟ چی ؟ با منی ؟
گفتیم : بابا صاحب حُسن در وفا کوش !
خودتو نگیر !
ما خیلی ساله اینجاییم ،
تو که اولی نیستی !
ولی ارزش نداره !
نرفت تو خرجش ،
هی اونورُ نگا میکرد ،
فک کردیم نکنه دمبال دوماد مو فرفری ـه است !!
نکنه موی ما حالا مُد نیس ،
نکنه ظهر پیاز زیاد خوردیم ،
نکنه اون بیت آخریه زیادی بوده ،
نکنه میخواد قیمتُ زیاد کنه !
نکنه دیوونه اس ؟!
نکنه یه چیزایی هس ما نمیدونیم ؟
یادته اون روز تو راهرو زدی تو گوشم جمشید ؟
گفتی بیدار شو از خواب آدم ساده ،
خبری نیس !
"مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد"
- ۵۲۰
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط