{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید

به ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت :
خیلی ساده فقط پاس بده به من !

باقیش با من ؟!!
دیدگاه ها (۱)

.........

واقعااااااااااااااا

..!!!!!!!!!!!!!!.ـ.ـــ

اینم عیدی

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

خواهر یه کوالا پارت ۲۳

الچه ۲-۳ رئال | نجات مورینیو در اسپی تایم

آکیرا و کاراسو

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و سوم: بازی با قلبِ یک کودک 🧸💔س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط