{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به کدامین وفایت تو را یاد کنم

به کدامین وفایت تو را یاد کنم
آنقدر بار ندامت به دلم آمده جمع
که اگر پای از این مهلکه آرم به برون
لنگ لنگان در دروازه ی هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید به برون
دیدگاه ها (۴)

اعتراف به دوستت دارم ،صغری کبری چیدن نمیخواهد، فلسفه ی افلاط...

به کدامین وفایت تو را یاد کنمآنقدر بار ندامت به دلم آمده جمع...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

از درد تنهایی بمیر ، اما زاپاس عشق کسی نشو ....غرور تنهایی ب...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

''فرشته‌ها روی زمین همیشه پیدا نمی‌شن، فرشته‌ها تو خونه‌ی زم...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط