{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم یک روز با بی تی اس

پارت سوم یک روز با بی تی اس


مادر یونا ، که از قبل عاشق بی تی اس بود (البته یونا مجبورش کرده بود)
با اشتیاق آن ها را به داخل خانه دعوت کرد .
خانه پر بود از فرش های ایرانی ، گلدان های شمعدانی و عکس های خانوادگی. اعضای بی تی اس با کنجکاوی به وسایل نگاه می‌کردند.
یونا آن ها را به اتاق نشیمن هدایت کرد . مادرش با چای تازه دم و شیرینی های خانگی از آن ها پذیرایی کرد . صحبت ها بیشتر به زبان فارسی بین مادر یونا و اعضا رد و بدل میشد ،پاما یونا نقش مترجم را داشت . جونگکوک بیشتر وقتش را درکنار یونا می‌گذراند.
او از یونا در مورد مدرسه اش ، علاقه اش به موسیقی ، اینکه چطور با موسیقی بی تی اس آشنا شده بود ، پرسید . یونا با شور و هیجان جواب میداد . وقتی جونگکوک گفت که از سفرشان به ایران لذت می‌برد و کنجکاو است ، یونا با غرور درباره‌ی فرهنگ ، تاریخ و زیبایی ایران برایش گفت
در یک لحظه، جونگکوک متوجه شد که در میان تمام هیاهو شهرت و سفر های بی وقفه اش ، این لحظه آرام و صمیمی ، کنار یک دختر ۱۳ ساله که با چشمانی ستاره باران شده به او نگاه می‌کند، چقدر دلنشین است . معصومیت و صداقت یونا ، و علاقه ی واقعی اش به موسیقی ، چیزی بود که در دنیای پرزرق و برق او کمتر دیده می‌شد. ناخودآگاه، حسی شبیه دلسوزی عمیق ، تحسین ، و شاید جرقه ی اولیه ی یک علاقه ، در دلش شروع به جوانه زدن کرد . او یونا را نه فقط یک طرفدار، بلکه یک دوست واقعی میدید که دنیای متفاوتی داشت ، اما قلبش با او هم صدا بود .
( خداحافظی و خاطره ی به یاد ماندنی)
چند ساعتی گذشت . زمان خداحافظی فرا رسیده بود . محافظ ها شروع به آماده سازی کردند . اعضای بی تی اس از پذیرایی گرم مادر یونا و خود یونا تشکر کردند .
جونگکوک رو به روی یونا ایستاد . چشمانش با مهربانی به او خیره شده بود
جونگکوک : ممنون ، یونا . برای همه چیز . روز ما رو خیلی خاص کردی . فراموش نمیکنم .
یونا با گونه های گلگون ، سرش را به آرامی تکان داد
یونا : ممنون که اومدید این....بهترین روز زندگیم بود .
جونگکوک لبخند زد ، همان لبخند طلایی
جونگکوک : شاید یه روز همدیگه رو دیدیم . به تمرین انگلیسیت ادامه بده ، باشه ؟



دوستان خیلی گشاد شدم پارت بعد رو عکس میگیرم میفرستم
دیدگاه ها (۰)

اسلاید های بعد هست

بیاین ایرانمون رو قشنگ کنیم

پارت دوم یک روز با بی تی اس (دعوت به خانه ی گرم ایرانی ) یون...

فیک یک روز با بی تی اس پارت اول ویو رونا ( خودم ) کوچه (باغ ...

سلام به فالورای خودم چطورین امیدوارم خوب باشید من این فیک رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط