{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پانزدهم

پارت پانزدهم
در آغوش زندان
فلش بک به سه روز بعد
ویو نویسنده
تو این سه روز ته با کوک به خاطر اینکه باهاش سرد برخورد کرده بود قهر بود و فکر میکرد کوک بهش زنگ میزنه و نازشو میکشه ولی تو این سه روز هیچ خبری از کوک نشد
ته امروز رفته بود خونه ی جیمین و شوگا بخاطر اینکه شوگا بهش گفته بود به مناسبت ولنتاین کوک رو سوپرایز کنن
ته هم رفت حموم بعدش دوش گرفت و رفت قشنگ ترین لباسشو پوشید که بره دیدن کوک(بی خبر از هم چی) موهاشو استایل کرد اکسسوری انداخت خوشبو ترین عطرشو زد و یه کادوی ست که گردنبد ست بود برای خودش و کوک خریده بود ماله کوک روش نوشته بود ته و ماله ته روش نوشته بود کوک و دوتا قلب نصفه بودند که اگه بهم نزدیکش میکردین میچسبیدند
کادو رو گذاشت توی باکس به همراه یه نامه(الاهی بگردم خودم داره دلم برای ته میسوزه)
متن نامه👇🏻
سلام کوک جونم
امیدوارم حالت خوب باشه
خیلی خیلی دوست دارم میدونم قرار نیست هیچ وقت منو ترک کنی یا اذیتم کنی امیدوارم بتونیم تا اخر عمر کنار هم باشیم و برای همیشه پیشه هم
خیلی دوست دار (به همراه قلب)
ویو ته
رفتم خونه ی جیمین و شوگا دیدم جیمین ناراحته تو خودشه (بخاطر ته اینجوری بود میدونست ته نمیتونست طاقت بیاره) رفتم پیشش
ته:خوبی جیمین؟
جیمین:اره ته جون خوبم فقط قول هر اتفاقی افتاد تو خودتو نبازی و از نو شروع کنی خب؟
ته:خب مثلا چه اتفاقی(با خنده)
جیمین:هیچی ولش کنی بریم؟ شوگا بیرون منتظرمونه
ته:باشه جیمینی بریم
ویو کوک
این سه روز کلا درگیر عروسی بودم از لباس عروس گرفته تا تالار حلقه هر چیزی که مربوط به عروسی تو این سه روز خیلی سعی کردم ته رو فراموش کنم ولی اون خنده هاش مسخره بازی های حرف هاش کیوت بازی دراوردناش نمیشه فراموشش کرد ولی در هر صورت تقدیرمون این بوده که اون طفله معصوم این بلا سرش بیاد
(نکته:بخاطر اینکه ته از بچگی محبت از کسی دریافت نکرده با کوچیک ترین محبتی به اون شخص وابسته میشه و دل کندن از اون شخص براش هزار برابر سختر میشه اون کوک رو تمام زندگیش میدونست و فکر نکنم اتفاق خوبی واسه ته بیافته)
سلام نانایی ها 👶🏻
ممنون از حمایتاتون
راستی بچه ها تو ادامه ی فیک قراره اشکتون دربیاد(ذهنه مریض نویسنده یو هاهاها👹)
ولی خودم خیلی گریه کردم الهی بچم ته
در هر صورت شبتون بخیر نانایی ها
ها راستی وعده ی قبل از خواب داشت یادم میرفت بهتون بدم(بفرما بستنی🍧 🍦 🍨 نوش جونتون)
دیدگاه ها (۴)

شبتون به زیبایی تهکوک✨ 🌿شبتون بخیر نانایی ها🐥👶🏻🐱 🌿

روز سیسی ها

سلام نانایی ها 👶🏻ممنون که کامنتارو زود رسوندید و واسه همین م...

پارت چهاردهمدر آغوش زندان ویو کوکهوف باز باید برم اون لیا گو...

پارت هفدهم در آغوش زندان ته :باشه جیمینی بریم (با خوشحالی)وی...

پارت سیزدهمدر آغوش زندان که یهو گوشی ته زنگ میخوره گوشیش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط