پابند کسی شدی که در بندت نیست

پابند کسی شـــدی که در بندت نیست

غمت بسیار داده ، فکر لبخندت نیست

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما میگذری

در بند کسی شدی که پا بندت نیست
دیدگاه ها (۱)

بعد تو با هر غروبی بی قراری میکنممینشینم بر دو چشمم اشک‌جاری...

از تو حرف می زنم چنان نوبرانه می شوم که بهار هم دهانش آب می ...

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی‌ست را جا گذاشتمثل یاد ، مثل خاطر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

#دل نوشته.من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شومعاشق ِچشم ِقشنگ وط...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط