{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو

از تو
حرف
می زنم
چنان نوبرانه می شوم
که بهار هم دهانش آب می افتد
دیدگاه ها (۱)

پابند کسی شـــدی که در بندت نیستغمت بسیار داده ، فکر لبخندت ...

بعد تو با هر غروبی بی قراری میکنممینشینم بر دو چشمم اشک‌جاری...

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی‌ست را جا گذاشتمثل یاد ، مثل خاطر...

دوستت دارم و نمی گویمتا غرورم کشد به بیماری!زانکه می دانم ای...

.گر نیمه شبی مست به آغوش من افتد؛🌸چنان به لبش بوسه زنم کز سخ...

.گر نیمه شبی مست به آغوش من افتد؛🌸چنان به لبش بوسه زنم کز سخ...

#غممگن درخت غمگینی تو بیشهگل مکنه فصل بهار همیشهپرستوها نوك ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط