{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندهم سکوت خود را به نوای هیچ سازی

ندهم سکوت خود را به نوای هیچ سازی
که ندارد عشق در من به موذّنان نیازی!
به زمین فتادم و با تو به آسمان رسیدم
چه سقوطِ دلنشینی،چه صعودِ سرفرازی!
نَهراسَم از دمی که به مَزار آوَرَندم
اگر از تو بی وضو هم برسد به من نمازی!!
نه هراسِ از غمِ نان نه امید بر سبویی
اگر تو باشی بروم به پیشوازی
به مسیر پاکبازان به سرای شعرسازان
چه خوشی از این فزون تر که به عشق دل ببازی؟!
دیدگاه ها (۱۲)

در غبار برف گم شد کبک دالاهوی منمیرود تا نا کجا آباد های و ه...

نگو که یاد تو با گریه پاک خواهد شد که قلب من به هوای تو خاک ...

چشم‌های تو پر از قصه، پر از شادی بودسایه‌ات چون کپری بر سر آ...

باز هم‌ شب شد و دل در طلب یار گریستاز غم دوری تو خون شد و بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط