{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در غبار برف گم شد کبک دالاهوی من

در غبار برف گم شد کبک دالاهوی من
میرود تا نا کجا آباد های و هوی من
شب نوردی عاشقم در کوچه های بی کسی
بوی غربت میدهد شب های زنبق بوی من
غم مرام عاشقی راهم به جای آورده است
حلقه ی دارم شدآخر حلقه ی گیسوی من
صورتی هایم به دست باد غمها شد خزان
می دهد دل باز اما بر دل خوشخوی من
تیله هایش هرزمان هم بازی چشم من است
در خیالم دوست می دارد تم جادوی من
گفته بود او چون گلی هستم گرفتارم شده
برلبش شهدعسل می ریزد از کندوی من
گرچه مهتاب نگاه دیگری شد یار من
می نشیند هرزمان با شعر رو در روی من
تاکه دل دادم به شهراشوب چشمش دیده ام
در غبار برف گم شد کبک دالاهوی من
دیدگاه ها (۱۲)

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در غبار برف گم شد کبک دالاهوی منمیرود تا نا کجا آباد های و ه...

سلام

بغلت گریه ی خاموش چه حالی داردغزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد...

این منم غمگین ترین دیوانه ی غمگین شهرمثل فرهادی که تلخی دیده...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑭𝒊𝒗𝒆────⟡────لیرا قدم در جنگل‌های اِلدوریا گذاشت. سایه‌...

محبوبم!با دلم گفت و گو می‌کنم.دهانم بوی تو را می‌دهد.تنها تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط