قرار داد
قرار داد
پارت 2
☆
یوری : نگاهمو چرخوندم و بلند شدم رفتم بیرون
[ ویو سالن ورزشی ]
یوری : چی میخوای؟
هایسون : اینو ببین
گوشیشو سمتم گرفت و با چیزی که دیدم خشکم زد خواهرم بود که توی اتاق VIP بود....
یوری : او... اون خواهرم!
هایسون : اره خواهرت...اگه میخوای اینو پخشش نکنم باید دوست دخترم شی باهام قرار بزاری
یوری : اصلا فکرشم نکن
هایسون : باشه پس پخشش میکنم
نمیدونستم باید چیکار میکردم از یه طرف خواهرم و از یه طرف خودم
یوری : باشه... قبول
هایسون : افرین دوست دختر قشنگم
و از اونجا خارج شدیم
[ ساعت 7:20 ]
رفتم خونه میخواستم با خواهرم حرف بزنم اما چیزی نگفتم و تکالیف انجام دادم و داشتم فکر میکردم چیکار کنم که تصمیم گرفتم برم بیرون خیلی ناراحت بودم یورا همه این کارارو بخاطر من میکنه تا بتونم به شغلم برسم حتی چند بار هم بهش گفتم بزاره برم سر کار ولی نزاشت از روی صندلیم بلند شدم و به سمت کمد لباسم حرکت کردم در کمد رو باز کردم و یک تیشرت لش و یه شلوار فول بگ پوشیدم و به سمت میزم رفتم و در کشوم رو باز کردم کیف لوازم ارایشیم برداشتم و یه ارایش لایت کردم
از خونه زدم بیرون رفتم..........
[ ویو سوپر مارکت ]
یوری : سلام
خانمه : سلام دخترم چیزی میخوای
یوری : 4 سوجو میخوام
خانمه : چند سالته دخترم
یوری : 18
خانمه : بیا دخترم
یوری : بفرمایید
و از مغازه اومدم بیرون و به سمت میز های کنار مغازه رفتم در یکی از بطری هارو باز کردم سر کشیدم اولین بارم بود ولی خیلی خوب بود
[ 1 ساعت بعد ]
دیگه چیزی نمیفهمیدم شیشه 3 بودم که اون خانمه اومد سمتم
خانمه : دخترم بلند شو دیر وقت شماره مادر یا پدرت رو داری بده بهشون زنگ بزنم
گریم شدت گرفت
خانمه : یااا دخترم
که یه مرد قد بلند از یه موتور اومد پایین
به سمت مغازه حرکت کرد
خانمه : همین جابمون تا بیام.......بفرمایید پسرم
جونگکوک : 1 سوجو
خانمه : بفرما پسرم
و بد اومد سمتم روی صندلی کناریم نشست و در سوجو شو باز کرد شروع کرد به خوردن
دیدم که اون خانمه اومد سمتمون رو به اون پسره گفت
خانمه : پسرم این دختر رو میشناسی
جونگکوک : نه چطور
خانمه : اخه 5 ساعت اینجا نشسته و گریه میکنه
جونگکوک : نه نمیشناسم
خانمه رفت تو مغازه و پسره هم بلند شد و به سمت موتورش قدم برداشت
پسر خوشتیپی بود موهای لخت و مشکی چشم های گرد اما خمار قد بلندش و لباس های لش اما شیک
منم از روی صندلی بلند شدم به سمت پسره حرکت کردن
یوری : اقاهه میشه منم باهات بیام
جونگکوک : کجا
یوری : موتور سواری
جونگکوک : باشه پس بیا
شرط :
5 لایک
5 کامنت
پارت 2
☆
یوری : نگاهمو چرخوندم و بلند شدم رفتم بیرون
[ ویو سالن ورزشی ]
یوری : چی میخوای؟
هایسون : اینو ببین
گوشیشو سمتم گرفت و با چیزی که دیدم خشکم زد خواهرم بود که توی اتاق VIP بود....
یوری : او... اون خواهرم!
هایسون : اره خواهرت...اگه میخوای اینو پخشش نکنم باید دوست دخترم شی باهام قرار بزاری
یوری : اصلا فکرشم نکن
هایسون : باشه پس پخشش میکنم
نمیدونستم باید چیکار میکردم از یه طرف خواهرم و از یه طرف خودم
یوری : باشه... قبول
هایسون : افرین دوست دختر قشنگم
و از اونجا خارج شدیم
[ ساعت 7:20 ]
رفتم خونه میخواستم با خواهرم حرف بزنم اما چیزی نگفتم و تکالیف انجام دادم و داشتم فکر میکردم چیکار کنم که تصمیم گرفتم برم بیرون خیلی ناراحت بودم یورا همه این کارارو بخاطر من میکنه تا بتونم به شغلم برسم حتی چند بار هم بهش گفتم بزاره برم سر کار ولی نزاشت از روی صندلیم بلند شدم و به سمت کمد لباسم حرکت کردم در کمد رو باز کردم و یک تیشرت لش و یه شلوار فول بگ پوشیدم و به سمت میزم رفتم و در کشوم رو باز کردم کیف لوازم ارایشیم برداشتم و یه ارایش لایت کردم
از خونه زدم بیرون رفتم..........
[ ویو سوپر مارکت ]
یوری : سلام
خانمه : سلام دخترم چیزی میخوای
یوری : 4 سوجو میخوام
خانمه : چند سالته دخترم
یوری : 18
خانمه : بیا دخترم
یوری : بفرمایید
و از مغازه اومدم بیرون و به سمت میز های کنار مغازه رفتم در یکی از بطری هارو باز کردم سر کشیدم اولین بارم بود ولی خیلی خوب بود
[ 1 ساعت بعد ]
دیگه چیزی نمیفهمیدم شیشه 3 بودم که اون خانمه اومد سمتم
خانمه : دخترم بلند شو دیر وقت شماره مادر یا پدرت رو داری بده بهشون زنگ بزنم
گریم شدت گرفت
خانمه : یااا دخترم
که یه مرد قد بلند از یه موتور اومد پایین
به سمت مغازه حرکت کرد
خانمه : همین جابمون تا بیام.......بفرمایید پسرم
جونگکوک : 1 سوجو
خانمه : بفرما پسرم
و بد اومد سمتم روی صندلی کناریم نشست و در سوجو شو باز کرد شروع کرد به خوردن
دیدم که اون خانمه اومد سمتمون رو به اون پسره گفت
خانمه : پسرم این دختر رو میشناسی
جونگکوک : نه چطور
خانمه : اخه 5 ساعت اینجا نشسته و گریه میکنه
جونگکوک : نه نمیشناسم
خانمه رفت تو مغازه و پسره هم بلند شد و به سمت موتورش قدم برداشت
پسر خوشتیپی بود موهای لخت و مشکی چشم های گرد اما خمار قد بلندش و لباس های لش اما شیک
منم از روی صندلی بلند شدم به سمت پسره حرکت کردن
یوری : اقاهه میشه منم باهات بیام
جونگکوک : کجا
یوری : موتور سواری
جونگکوک : باشه پس بیا
شرط :
5 لایک
5 کامنت
- ۲۹۶
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط