{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷

پارت : ۲۰

ویو ا.ت
بعد از اینکه اون حرفو زدم دیگه هیچ صدایی نیومد فک کنم رفت حالا یه چند مین وایمیسم

پنج مین بعد...

نه مثل اینکه واقعا رفته در اتاقو باز کردم از پله ها رفتم پایین یه نگاهی به اطراف انداختم هورااا رفت
+همه از زندان میترسن حتما اونم ترسید...
یه دفعه یه دستی دور کمرم حلقه شد و بلندم کرد الان تو هوا ام
-اگه بندازیم زندان اونجارو میخرم و دوباره ازاد میشم پس من از زندان نمیترسم ( اروم . پوزخند )
همونجوری که بغلم کرده بود بردم سمت اتاق منو گذاشت سر تخت خودش رفت سمت کمد صبر کن... چی ؟ داره لباس انتخاب میکنه یه لباس اورد بیرون
- میخوایم با موتور بریم پاهات نمیشه لخت باشه
+ اصلا کی گفته من میخوام جایی برم ؟
- من میگمو تو هم مثل بچه ی ادم گوش میدی ( درحالی که داره میاد سمت ا.ت )
لباسو انداخت رو تخت دستاشو دو طرفم گذاشت صورتشو نزدیکم کرد
- میدونی که الان تو چه موقعیتی هستی ؟درسته ؟ پس بهتره هرچی میگمو انجام بدی ( عصبی )
اوه خب از یه طرف راست میگه این که اون الان خیلی نزدیک منه و میتونه هرکاری بکنه ( کارای خوب خوب 😈😂 )
+ برو بیرون تا لباسو بپوشم ( اروم )
- افرین عروسک ولی من نمیرم بیرون ( پوزخند )
اروم هلش دادم بلند شد رفت روی صندلی کنار اتاق نشست ای خدا خیلی دوس دارم بزنمش ولی خیلی قویه زورم بهش نمیرسه
اممم...اها فهمیدم میرم تو حموم لباس عوض میکنم
لبخند زدم و سریع رفتم تو حموم درو پشت سرم قفل کردم میتونم الان قیافه عصبیشو ببینم وای نزدیکه از خنده بترکم
لباسو پوشیدم اروم رفتم بیرون همونطور که حدس زدم قیافش عصبی بود بلند شد و اومد سمتم نزدیکم شد یه دفعه زیر پام خالی شد چشمامو بستم... افتادم ؟
چشمامو باز کردم...کوک منو براید بلند کرده
+ خودم میتونم راه برم ( عصبی کیوت )
از پله ها بردم پایین گذاشتم زمین
+ کفشاتو بپوش حرف نزن عروسک
کفشامو پوشیدم رفتم بیرون یه موتور مدل بالا دم در بود از اینا خیلی دوس داشتم سوار بشم ولی هیچ وقت اونقدر زمان نداشتم که بخرم
- سوارشو عروسک
اول اون سوار شد بعد من... ازش فاصله گرفتم
- عروسک میخوام تند برونم اگه میخوای نیوفتی کمرمو بگیر
+ راحتم...نمیوفتم
پوزخند زد کلاه کاسکتو داد بهم گذاشتم سرم موتورو روشن کرد اول اروم بود ولی الان وای خدا خیلی سریع میره حس میکنم الانه که تصادف کنیم سرعتشو زیادتر کرد دیگه نمیشه... دستامو دور کمرش حلقه کردم یه تکچرخ زد که چشمامو بستم وای خدا الانه که به پشت بیوفتم...محکم تر کمرشو گرفتم
یه دفعه وایساد چشمامو اروم باز کردم جلوی یه عمارت بزرگ بودیم
- رسیدیم میتونی پیاده بشی
اروم دستمو از دور کمرش برداشتم و بعد پیاده شدم
اونم پیاده شد سوییچو داد به یه مردی که دم در بود
-موتورو تمیز کن و بزارش تو پارکینگ ( رو به مرده )
( علامت ناشناس £ )
£ چشم ارباب
صبر کن چی ؟ اون مرد به کوک گفت ارباب ؟

ادامه دارد...

خب شرطا رو هم بزارم 🎀😂
۱۵ لایک
۵ کامنت
تا وقتی که شرطا تموم بشه بای بای خوشگلا 🌚🦋
دیدگاه ها (۵)

خب اون پروفارو ولش از اینا کدومو بزارم پروف ؟ البته همشون خو...

خب خوشگلا این یکی از فالورامه و میخواد فیک بنویسه ولی حمایت ...

𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۵ویو ا.تبا الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط