سکوت پیست²
سکوت پیست²
Part:⁵
با دیدن مرد ترسناک و سیاه پوشی پاهام سست شد و ناخودآگاه پاشدم و عقب رفتم اکا مرد همینطور جلو میومد
به دیوار رسیدم و دیگه راه فراری نداشتم
مرده جلو اومد و دقیقا رو به روم وایساد
...:جانگ مری
صداش خیلی عجیب بود انگار با دستگاهی صداش رو تغییر داده بود
+تو... تو کی هستی؟
...:ی دوست که میخواد کمکت کنه
+م... من نیازی ب.. به کمک تو ن.. ندارم
...:اشکال نداره من کمکت میکنم
...:هنوزم عاشق اون جئون عوضیی؟
+هی برام مهم نیست که کی هستی اما حق نداری راجبش اینطوری حرف بزنی
...:هوم پس هنوزم دوسش داری
وقتی بفهمی برادر خونیته چی؟
اون موقع بازم دوسش داری؟
با حرفش جا خوردم
جونگکوک خیلی بهم میگفت که شبیه خواهر گمشدش هیوا ام و من حرفاشو جدی نمیگرفتم اما الان که ی غریبه داره اینارو میگه حس عجیبی دارم
+من جانگ مری ام!
نه جئون هیوا...
...:در آینده میفهمی کی هستی
مکثی کردو بعد توی صورتم خم شد
با خم شدنش ترسی جونمو گرفت
اومد کنار گوشم و ادامه جملشو گفت
..:جئون هیوا!(پوزخند،بم)
با گفتن حرفش ته دلم خالی شد و پاهام سست شد
ترسی جونمو گرفت
نکنه واقعا من جئون هیوا باشم
مرد ازم فاصله گرفتو گفت
...:به امید دیدار جئون هیوا(پوزخند)
اینو گفت و توی ی چشم ب هم زدن غیب شد
بدجور ترسیده بودم
حس میکردم الانست قلبم از سینم بزنه بیرون
سریع به سمت عمارت رفتم
سمت اتاقم دویدم و سریع درو بستم
روی تخت دراز کشیدمو نفس های عمیق و پشت سر همی کشیدم تا اروم تر شم
کم کم چشام گرم شد و به خواب عمیقی فرو رفتم.
........
با تکون های ریزی چشامو باز کردم
جونگ کوک بود!
هوا تاریک شده بود
_عجبی بیدار شدی(جدی)
چشامو کمی مالیدم تا دیدم بهتر شه
نگاهم افتاد سمت پاهام
دامن لباس تا رونم بالا رفته بود،سریع صاف نشستم و دامنو پایین دادم
جونگ کوک هم جدی زل زده بود بهم
+حیحی چیزی شده؟(خنده ضایع)
_خوبه که لباس سایزته(جدی)
+عاا اره ممنون بابت لباس
_چندتا دیگه هم گرفتم توی پلاستیک روی میزن
نگاهی به میز انداختم
+ممنون
سری تکون داد
یهو تمام اتفاقات ظهر رو یادم اومد
اون مرد...
حرفاش...
+جونگ کوک
_بله؟
+بنظرت من ممکنه هیوا خواهر کوچیک ترت باشم؟
با حرفم انگار خیلی جا خورد
صورتش رنگ عوض کردو با تعجب زل زد بهم
_واسه چی این حرفو میزنی؟
چیزی شده؟
+امروز رفتم حیاط پشتی عمارتت
ی مرد عحیب ینو جلوم ظاهر شدو حرفای عجیبی زد گفت که من هیوام!
جئون هیوا....
Part:⁵
با دیدن مرد ترسناک و سیاه پوشی پاهام سست شد و ناخودآگاه پاشدم و عقب رفتم اکا مرد همینطور جلو میومد
به دیوار رسیدم و دیگه راه فراری نداشتم
مرده جلو اومد و دقیقا رو به روم وایساد
...:جانگ مری
صداش خیلی عجیب بود انگار با دستگاهی صداش رو تغییر داده بود
+تو... تو کی هستی؟
...:ی دوست که میخواد کمکت کنه
+م... من نیازی ب.. به کمک تو ن.. ندارم
...:اشکال نداره من کمکت میکنم
...:هنوزم عاشق اون جئون عوضیی؟
+هی برام مهم نیست که کی هستی اما حق نداری راجبش اینطوری حرف بزنی
...:هوم پس هنوزم دوسش داری
وقتی بفهمی برادر خونیته چی؟
اون موقع بازم دوسش داری؟
با حرفش جا خوردم
جونگکوک خیلی بهم میگفت که شبیه خواهر گمشدش هیوا ام و من حرفاشو جدی نمیگرفتم اما الان که ی غریبه داره اینارو میگه حس عجیبی دارم
+من جانگ مری ام!
نه جئون هیوا...
...:در آینده میفهمی کی هستی
مکثی کردو بعد توی صورتم خم شد
با خم شدنش ترسی جونمو گرفت
اومد کنار گوشم و ادامه جملشو گفت
..:جئون هیوا!(پوزخند،بم)
با گفتن حرفش ته دلم خالی شد و پاهام سست شد
ترسی جونمو گرفت
نکنه واقعا من جئون هیوا باشم
مرد ازم فاصله گرفتو گفت
...:به امید دیدار جئون هیوا(پوزخند)
اینو گفت و توی ی چشم ب هم زدن غیب شد
بدجور ترسیده بودم
حس میکردم الانست قلبم از سینم بزنه بیرون
سریع به سمت عمارت رفتم
سمت اتاقم دویدم و سریع درو بستم
روی تخت دراز کشیدمو نفس های عمیق و پشت سر همی کشیدم تا اروم تر شم
کم کم چشام گرم شد و به خواب عمیقی فرو رفتم.
........
با تکون های ریزی چشامو باز کردم
جونگ کوک بود!
هوا تاریک شده بود
_عجبی بیدار شدی(جدی)
چشامو کمی مالیدم تا دیدم بهتر شه
نگاهم افتاد سمت پاهام
دامن لباس تا رونم بالا رفته بود،سریع صاف نشستم و دامنو پایین دادم
جونگ کوک هم جدی زل زده بود بهم
+حیحی چیزی شده؟(خنده ضایع)
_خوبه که لباس سایزته(جدی)
+عاا اره ممنون بابت لباس
_چندتا دیگه هم گرفتم توی پلاستیک روی میزن
نگاهی به میز انداختم
+ممنون
سری تکون داد
یهو تمام اتفاقات ظهر رو یادم اومد
اون مرد...
حرفاش...
+جونگ کوک
_بله؟
+بنظرت من ممکنه هیوا خواهر کوچیک ترت باشم؟
با حرفم انگار خیلی جا خورد
صورتش رنگ عوض کردو با تعجب زل زد بهم
_واسه چی این حرفو میزنی؟
چیزی شده؟
+امروز رفتم حیاط پشتی عمارتت
ی مرد عحیب ینو جلوم ظاهر شدو حرفای عجیبی زد گفت که من هیوام!
جئون هیوا....
- ۱.۴k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط