{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردای آن روز حسن،دخترک را از پیرزن خواستگاری میکند پیرزن

فردای آن روز حسن،دخترک را از پیرزن خواستگاری میکند پیرزن به خود میبالد که مردی عیارقراراست داماد اوشود نظر دخترک را نیز میپرسد.... جواب دخترک آری ست.

    روستا خود را برای مراسمی بزرگ آماده میکند  عروسی حسن عیار و دخترپیرزن....شب عروسی هنگامی که حسن پیش همسرش میرود نشانی از یک زخم کهنه بر روی شکمش میبیند....موضوع را از همسر پرسیده ولی او بی اطلاع....

                     .......باید از پیرزن پرسید...

 فردای آن روز حسن پیش پیرزن رفته و ماجرا را جویا میشود.... چه اتفاقی افتاده است...که زخمی اینچنین برشکم دخترک خودآرایی میکند؟
دیدگاه ها (۵)

.....پیرزن از زمانهای گذشته برای حسن میگوید زمانیکه گاوها را...

باز این چه شورش است مگر محشر آمدهخورشید سر برهنه به صحرا در ...

حسن عزم بر تغییر سرنوشت دارد میخواهد این حادثه را دگرگون کند...

تقدیر چه چیزی را برای دختر بچه رقم زده است......!؟ در تمام ا...

بدووو کپشننن[سیزده سال قبل]آسمان شب با ابر های تار پوشیده بو...

تو یه شاهزاده ای !🦋pt2

تصویر ثریا ابراهیمی(پری)معشوقه معروف استاد شهریار که الان تو...

تصویر ثریا ابراهیمی(پری)معشوقه معروف استاد شهریار که الان تو...

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

Weird text kaomoji >-<

دانلود مجله فردوسی - شماره 226 - 3 بهمن 1334

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط