دوست خدا بودن سخت نیست ....
دوست خدا بودن سخت نیست ....
پیرمردی هر روزدر محله خودشان ....
پسرکی را ميديد با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکند ....
روزی رفت و يک کتانی نو خرید ....
آن را به پسرک داد و گفت بیا این کفشا رو بپوش ..
پسرک کفشا رو پوشید...
و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت شما خدایید
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه ....
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...
پیرمردی هر روزدر محله خودشان ....
پسرکی را ميديد با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکند ....
روزی رفت و يک کتانی نو خرید ....
آن را به پسرک داد و گفت بیا این کفشا رو بپوش ..
پسرک کفشا رو پوشید...
و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت شما خدایید
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه ....
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...
- ۴۴۹
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط