{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با کفش های پاره و پا

پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد
روزی رفت ی کتانی نو خرید و اومد و به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟!
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه!
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم که کفش ندارم...

(دوست خدا بودن سخت نیست)
دیدگاه ها (۴)

واقعا...

...

و ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ... ﭘﺴﺮﻩ ﺏ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔ...

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کا...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p1صدای کشیده شدن لاستیک های موتور به زمین، کل پیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط