{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین عشق

اولین عشق
پارت ۶
آنیا :چییییییییییییی
جان :بله خانم عمارت فورجر
آنیا :فکر کنم اشتباه اومدیم ...بهتره که دیگه برگردیم شوخی جالبی بود
آنیا داشت میرفت که یه لیموزین سفید زد کنار و لوید ازش پیاده شد دستی به موهاش کشید که یدفعه آنیا رو دید
لوید :سلام آنیا خیلی خوش اومدی...ببینم حالت خوبه؟
آنیا :ا..اره...اره...بهترم میشدش اگه میگفتی یدفعه از فرش رسیدیم به عرش پدر من
جان اون وسط هی داشت سرفه میکرد(برادر منم جات بودم از خنده میترکیدم)
لوید :ببخشید کاملا یادم رفته بود ولی چون دیشب تا اومدی رفتی خوابیدی منم نتونستم بهت بگم
آنیا :گذشته از اینا (میپره بغل لوید)علیک سلام بابایی
لوید :من نباید اینو بگم؟
وقتی رفتن تو دیدن یور منتظر نشسته و داره چایی میخوره (بالباس های گرون قیمت)
یور :اوه سلان لوید سان و آنیا چان چه خبر؟
لوید آنیا :سلام
لوید :خب آلما میشه برامون نوشیدنی بیاری
آنیا:آنیا هم هات چاکلت میخواد
آلما :چشم ارباب خانم فورجر
آنیا :آنیا میره تو اتاق درس بخونه
لوید :باشه ولی برای شام باید حاضر باشی دایی یوری داره میاد و انتظار دارم مرتب باشی چون قراره با نامزدش بیاد
آنیا :چیییییی دا....دا....دا..یی...نامزد دارهههه؟(باداد)
یور :لوید امروز بچمونو داری به مرز سکته میبری بسه عزیزم
لوید :باشه فعلا میتونی بری تو اتاقت
شب:
خونه فورجر :
آنیا بایه لباس بلند و تقریبا مثل لباس جشنش فرض کنید
یوری :سلام ابجیییییی
بور :آه...سلام یوری و سلام کلویی خیلی وقته ندیدمت
کلویی :سلام یور وخانواده فورجر بله یور منم دلم برات تنگ شده بود
همه رفتن نشست توی سالن پذیرایی
منم برم دیگههه😊
دیدگاه ها (۹)

من برگشتم بریم دستامونو مثل سونیک کنیماولین عشق پارت ۷یوری :...

ولی لوکاس خیلی برای اتاناسیا ارزش قاعله

ایزکیل یا لوکاسمن که صد لوکاسم ولی شما هم ببینمچه میکنید🔪

احترام به لوکاس واتاناسیا واجب میباشد

الان چکار میکنه؟p2:و انیا به لوید گیر داده بود که میخواد بیا...

رمان حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط