{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعترافات من

اعترافات من
اعتراف میکنم:
وقتی کوچیک تر بودم با بچه فامیلمون رفتیم رو تخت مامان بابام پریدیم بعد مامانم اومد گفت عه بچه ها بیایین پایین بازی بکنید.بعد بچه فامیلمون از اتاق که رفت بیرون مامانم پدرمو دراورد😂😂

یبار تو جرات حقیقت مجبور شدم برم خودمو بکوبم تو شکم نازممون تو حیاط😂انجامش دادم ولی دوستامو اسکل کردم که مثلا محکم خودمو زدم تو شکمش ولی اروم زدم و چیز خاصی هم نگفت

اعتراف میکنم یه عکسی از بچگیم دارم که نصف بالشت تو سرمه و اونو به هیچکس نشون ندادم تاحالا😂
یبار وقتی معلم سر کلاس نبود نشستم رو صندلیش و تاب خوردم(معمولا چرخ دارن دیگه)بعد اومدم پامو بزنم به میز دوستم که به عقب شلیک بشم بعد یهو صندلی برعکس شد و با سر افتادم✌😂

یبار دوستم عکس یه عروسکی رو که خیلی زشت بود فرستادم برام.گفتم کدوم احمقی اینو خریده،بعد گفت بی شعور عمم خریده😐هیچی دیگه منم از پای گوشی بلند شدم رفتم😂

یبار مامان بابام برای ریختن اشغال های اضافی اتاقم که خودم خیلی وابسته بودم بهشون ولی واقعا اشغال بودن در رو روم قفل کردن منم عین روانی ها خودمو میزدم به در و دیوار 😂😂😂

اعتراف میکنم جز جانی دپ تو دفتر خاطراتم هیچی نیست😐😁
دیدگاه ها (۱)

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

بچها ببخشید چند روز نبودم و فعالیت نکردمبخاطر این بود که کلی...

چند پارتی (درخواستی)

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

حالم طوریه که انگار ۹۹ درصد فیلم آپلود شده دستم خورده تو کلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط