{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد من و خدایم بنشینیم سر یک میز چای بنوشیم و من کل

کاش میشد من و خدایم بنشینیم سر یک میز چای بنوشیم و من کل دردهایم را برایش بگویم.
همه ی همه اش را…
بعد دستم را بگیرد و بگوید ما باهم درستش میکنیم،غصه نخور…
کاش میشد خدا بیاید روی زمین و کمی مرا در آغوش بکشد…
کاش میشد… :)
دیدگاه ها (۱)

انفد قلبم قبرهکه رازه تو توش دفنه :)

دهنتون سرویسناموسا شاخ شدم رفت :/

یهو بیاد پی ام بده بگه؛هیشکی جاتو نمیگیره لعنتی :)

اصن شب یکی از خاصیتاش اینه که یهو همه مشکلات و خاطرات و میری...

𝓅𝒶𝓇𝓉:𝟣

1:Amityville Horror House خانه ترسناک امیتویل من وخانواده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط