{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)
(تو فقط مال منی)
پارت یازدهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(ویو ات)

با دردی که یهو زیر دلم پیچیده از خواب پریدم

دردش قابل تحمل نبود طوری که بغض کردم..

به کنارم نگاه کردم جونگکوک نبود... عوضی

دیشب... ادامه حرفم رو خوردم...

با صدای در اشک هایی که نمیدونم کی سرازیر

شده بودن رو پاک کردم...

ملافه رو دورم پیچیدم و اجازه ورود دادم..

ات: بفرمایید

آجوما وارد اتاق شد...

آجوما: دخترم جونگکوک گفت برات قورص بیارم

قرص ها رو به همراه آب روی عسلی کنار تخت گذاشت

ات: آجوما.. جونگکوک کجاست؟

آجوما: دخترم جونگکوک گفت کار داره و گفت تا وقتی

برنگشته از جات تکون تخوری.

ات: باشه مرسی آجوما جون.

آجوما: کاری نکردمـ...

ادامه حرفش با صدای زنگ در قطع شد

آجوما: حتما جونگکوک برم درو باز کنم دخترم

و از اتاق رفت بیرون...

با اون جونگکوک عوضی قهرم اصلا باهاش حرف نمیزنم

عوضی ای زیر لب زمزمه کردم..

جونگکوک مثل گاو وارد اتاق شد....

جونگکوک: پرنسسم حالت خوبه؟

جواب ندادم سرم رو چرخوندم به طرف دیگه..

ریز خندید...

جونگکوک: باهام قهری؟

بازم هیچ جوابی ندادم..

جونگکوک: آه خب خوشمزه قبول کن با تامی بهت خوش

خوشگذشته. نگذشته؟

رو کردم بهش با عصبانیت و بغض شروع کردم به حرف زدن

ات: خفه شو.. دوست دارم.. خفت کنم

جونگکوک: اگه خفم کنی قرار نیست دوست پسره به این

جذابی داشته باشی توت فرنگیم.

یه بالش برداشتم و به بازوش زدم...

و با همون بغض شروع کردم به حرف زدن..

ات: بهت گفتم آروم تر.. ببین زیر دلم داره درد میکنه.. خیلی

عوضی هستی جونگکوک

خم شد دستمو گرفت و بوسه های ریز میزاشت..

جونگکوک: قربون اون دلت بشم پرنسسم الان باهم میریم

حموم دلتو ماساژ میدم بهتر میشی باشه؟

ات: نه.. نمیخوام.. باهات قهرم

خندید....

جونگکوک: عشق قشنگم لجبازی نکن باشه؟

ات: نمیخوام گمشو برو گمشو

جونگکوک: فایده نداره..

ات: چـ...

بلندم کرد و به سمت حموم رفت..

ات: ولم کن نمیام نمیخوام بیام (جیغ جیغ)

یهو جونگکوک وایستاد..

جونگکوک: اگه ساکت نشی کاری میکنم دوباره تامی رو داخل

خودت حس کنی میخوای؟

ساکت شدم.. اونم به راهش ادامه داد..

تخت رو دور زد...

وارد حموم شد و وان رو پر کرد لباساش رو درآورد

نشست و منو رو پاش نشوند...

جونگکوک: تامی میخوادت.

برگشتم سمتش..

ات: نخیرم من با تامی قهرم

قهقهه زد..

جونگکوک: تو با من قهری یا با تامی؟

لبامو غنچه کردم..

ات: با هر دوتاتون قهرم

جونگکوک: اون لبا رو اینجوری نکن میخورمشون ها

و لباش رو لبام گذاشت.

........

به زور لبام رو از چنگش درآوردم..

و با دستام به سینه ستبرش میزدم...

ات: نکن، نکن میخوای دوباره باهات قهر کنم

جونگکوک: عاااحح فاک لعنتی رو تامی نشستی..

به جام که توجه کردم سریع خوستم عقب بکشم ولی

جونگکوک کمرم رو گرفت و نزاشت..

جونگکوک: جات خوبه تکون نخور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه دارد..... 🌷

خوشگلام اینم دو پارت خدمت شما امیدوارم ازش لذت برده

باشید دوستون دارم 💗✨ مراقب خودتون باشید 💓💗

شرط داریمممم:

لایک: 30

کامنت: 25

بازنشر: 14

فالو: 2

شرطا رو برسونید خوشگلام که سه پارت میزارم🤗✨

مرسی که حمایت میکنید بوس بهتون 😘بای بای 👋🏻👋🏻
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت دهــــ...

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارن نهمـــ...

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت هفتـــ...

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت اول ــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط