{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حـــال آدم که دست خــودش نیست...!

حـــال آدم که دست خــودش نیست...!
عکســـی می بینــد ،
ترانــه ای می شنـــود ،
خطـــی میخــواند ،
اصلا هیچــی هم نشــده...
یکهـــو دلـش ریـــش میشـــــود...!
حالا بیــــا و درســتش کــــن...
آدم دلگیــــــر ،
منطـــق سرش نمیشـــــود...
برای آن ها که رفته انـــد ،آن هـــا که نیستـند ،مــی گریـــــد...دلتنـــگ میشـــود...دل که بلـــــــرزد ،دیگـــــر هیچ چیـــــز ، سر جــای درستـش نیسـت...
این وقـت هــا ،انگـــار کنـــار خیابانـــــی پر تــــردد ایستــــاده ای ،تا مجــــال عبــــور پیــــدا کنـــــی...
هم صبـــوری میخـــواهد ،هم آرامــش ،
که هیچکـــــدام نیـست...!
آدم تصــــــــادف میکنــــــــــد ،
با یک اتوبــــــــوس ، خاطـــــره هـــــای مست...!
دیدگاه ها (۱۷)

از ریسک کردن نترسید! روزی مردی نابینا در کنار یک خیابان شلوغ...

هرگز به دیگران اجازه نده قلم خود خواهی دست گیرند دفتر سرنوشت...

خدا تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد ... با ...

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟خدا پاسخ ...

حدیث قدسی ( ۳)

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که سال‌هاست تنها...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط