{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Pain

Pain 
درد(و همزمان بر شکم دابی  فرود آوردند)

You made me a, you made me a believer, believer 
تو منو تبدیل کردی به یه باورمند، یه مومن(صدای ثورا از زیبا فراتر رفته بود

Pain
درد

You break me down, you build me up, believer, believer 
منو شکستی، دوباره ساختی، باورمند، مومن

Oh, let the bullets fly, oh, let them rain 
بذار گلوله‌ها پرواز کنن، بذار بارون بباره

My life, my love, my drive it came from… 
زندگی‌م، عشقم، انگیزه‌م از اون اومد…

Pain 
درد

Last things last 
آخر از همه(باکوگو کنار میرود و ثورا دست به جیب به دابی نگاه میکند)

By the grace of the fire and the flames 
به لطف آتش و شعله‌ها(دابی روی زمین زانو زده است و نمیتواند حرکت کند)

You’re the face of the future, the blood in my veins, oh-ooh 
تو چهره آینده‌ای، خون در رگ‌هامی، اوه اوه(با گفتن کلمه اووو ثورا جلوی دابی زانو میزند)

The blood in my veins, oh-ooh 
خون در رگ‌هام، اوه اوه(ثورا از چانه دابی میگیرد و صورت زخمی دابی را به خودش نزدیک میکند)

But they never did, ever lived, ebbing and flowing 
ولی هیچ‌وقت نشدن، همیشه زنده بودن، بالا و پایین رفتن(با چشمان بی رحمش که حالا طعمی از رحم به خود گرفته به دابی چشم می‌دوزد)

Inhibited, limited, ’til it broke open, and it rained down 
مهار شده، محدود شده، تا وقتی که شکست و بارون بارید(در همان لحظه نورا موفق به گرفتن کنترل میشود)

It rained down like… 
بارید مثل…(نورا دستش را مشت میکند و سپس)

Pain 
درد(به سمت هوا باز میکند...اما چرا؟)

You made me a, you made me a believer, believer 
تو منو تبدیل کردی به یه باورمند، یه مومن(چون نورا زخم های دابی رو از صورتش کند )

You break me down, you build me up, believer, believer 
منو شکستی، دوباره ساختی، باورمند، مومن(و دابی را به یک مرد معمولی تبدیل کرد..)

Oh, let the bullets fly, oh, let them rain 
بذار گلوله‌ها پرواز کنن، بذار بارون بباره(مردی که دیگه نمیسوزه،مردی که از قدرت خودش زجر نمیکشه)

My life, my love, my drive it came from… 
زندگی‌م، عشقم، انگیزه‌م از اون اومد…(کنسرت،با نگاه های عجیب دابی)

Pain 
درد(و پس گرفتن کنترل توسط ثورا)

You made me a, you made me a believer, believer 
تو منو تبدیل کردی به یه باورمند، یه مومن(به اتمام. میرسه)
دیدگاه ها (۱)

چه اتفاقی افتاد؟؟من،من دابی رو نجات دادم؟؟؟مگه اون دشمنم نبو...

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

I’m the one at the sail, I’m the master of my sea, oh-ooh  م...

39 تنها کسایی که شوکه بودن دابی،باکوگو و شوتو بود...اما من،ب...

معنی:پس چطوری؟چجوری میتونی بخوابی؟یا با خودت زندگی کنی،یه رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط