{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت ششم

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت ششم
شینا گینچی خوراکی برداشتنو بعد لباس پوشیدن تا باهم برن بیرون آروم از خونه رفتن بیرون که بقیه بیدار نشن چون ساعت پنج صبح بود توی راه از خاطرات زندگی قبلیشون گفتن خندیدن شینا گینچی با هم رفتن پیکنیک و بهشون خیلی خوش گذشت داشتن وسایل رو چم میکردن که ئناکا منس رو دیدن (کانائه و سانمی ) ئناکا به شینا گینچی سلام کرد گفت بابت صبح ببخشید فکر نمیکردم شما بیدار باشید آخه من از دیروز داشتم پروژه معرفی نامه رو درست می کردم شینا گفت معرفی نامه چی ؟ ئناکا گفت ایوای ببخشید یادم رفته بود بهت بگم من قراره معلم مدرسمون بشم شینا گفت واقعا کهههه چرا بهم نگفتی ئناکا معذرت خواهی کرد خندید گینچی گفت ئناکا سان امشب با منس شینا بیاید خونه ما سوتاکو دلش برات تنگ شده و این که دور همم باشیم دیگه منس گفت اتفاقا داداش کوچیکم امروز میره پیش دوستش پس من مشکلی ندارم ئناکا گفت منم مشکلی نداره سوتاکو هم میبینم و قرار شد برن خونه گینچی گینچی گفت اشکال نداره دوستامم بیارم ؟ سابیتو ماکومو دوستای بچگیمن خیلی بهم نزدیکیم همه گفتن مشکلی نیست هر چی بیشتر بهتر
شب شد و منس اومد دنبال شینا ئناکا که برن خونه گینچی سوتاکو همین اومدن ئناکا رو بغل کرد و به شینا خوش امد گفت ئناکا گفت سوتاکو معرفی میکنم دوست پسرم منس سوتاکو سلام کرد و گفت آره میشناسم با گینچی با هم دوستن اولین بارش نیست میاد خونمون ولی الان دیگه دوست پسر تو هم هست دعوتشون کرد بیان تو تصمیم گرفتن جرعت حقیقت بازی کنن سابیتو ماکومو نیومده بودن چون امروز کار داشتن سوتاکو گفت بچه ها من شرکت نمی کنم شما بازی کنید من میرم خرید خلاصه منس ئناکا شینا گینچی تنها بودن منس بوطری رو چرخوند ئناکا از گینچی به گینچی گفت جرعت یا حقیقت گینچی گفت جرعت ئناکا نیش خند زدو گفت بیا این شوکولات رو با شینا نصف کن بخورید گینچی گفت فقط همین ؟ ئناکا گفت بعد خوردنش میفهمید گینچی شوکولات رو با شینا نصف کردو خوردن بعد چن دقیقه گیو شینا یهو احساس کردن که یجورین حالت عجیبی داشتن انگار گرمشون بود گینچی گفت من گرممه یا گرمه ؟ شینا گفت آره خیلی گرمه منس گفت حالتون خوبه ؟ کولر روشن که ئناکا فقط داشت میخندید به منس گفت بیا ما بریم بیرون کارت دارم گینچی گفت ئناکا این شوکولات چی بود دادی به ما نقشت چیه؟؟؟ شینا گفت آره بگو دیگه! ئناکا گفت چون صبح اومدم نشد به کارتون ادامه بدین گفتن جبران کنم گینچی گفت اون فقط ی بوسه کوچیک بود تو الان این شوکولات دادی به ما اتفاق های دیگه میوفته که! ئناکا منس رفتن درم بستن 🗿
شینا گفت ئناکا گینچی هنوز 18ساله نشده منو بکشی هم کودک آزاری نمیکنم ئناکا گفت ولی شاید گینچی بزرگ آزاری بکنه 🗿منس ریده بود به خودش به ئناکا گفت چی کار میکنی؟ ئناکا گفت می خوام امتحانشون کنم نترس
ی ساعت گذشت دیگه اوضاع خیلی بد بود شینا به گینچی گفت تحمل کن اون میخواد امتحانمون کنه اگر تحمل نکنی بازی رو باختیم
ادامه دارد...
بچه ها این پارت پیشنهاد یکی از شما بود 🗿🗿🗿🗿
دیدگاه ها (۸)

giyushino 🛐 🌊 🦋 ساخت خودم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭...

شیطان کش با سبک کیتییی، 🛐🛐🛐

giyushino 🛐 🌊 🦋 🤣🤣🤣

وضعیت گالری گوشیم 😂ساخت خودم🤝

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند🗣خب خب دیگه...

رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت هفتم گینچی صورت شینا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط