{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه کردم پارت

اشتباه کردم 🫂💔(پارت ۳)
کوک ویو:
رفتم تو اتاقو دیدم نشسته رو صندلی و آروم گریه میکنه که ما نفهمیم منم در رو بستم تا پسرا نفهمن رفتم نشستم پیشش
کوک:سورانگ چیشده؟
سورانگ : بازم ناراحتم
*کوک بغلش کرد *
کوک:ناراحت نشو قرار فردا نامجون بره دنبال درخواست طلاق
سورانگ :ولی من دوسش دارم
کوک: ولی نباید دوسش داشته باشی اون اذیتت میکنه
سورانگ:راس میگی باش
کوک: بیا دراز بکش و بخواب
سورانگ:خوشحالم که شمارو دارم
کوک:خواهش
*سورانگ خوابید*
*کوک اومد بیرون*
نامجون:چیشده بود طول کشید
کوک:هیچی نمیخوابید
ته:الان خوابه ؟
کوک:آره
شوگا :بیاین ماهم بخوابیم خسته شدیم
پسرا:اوکی
*همه خوابیدن *
*فرداصب*
سورانگ ویو:
صب بیدار شدم دیدم جونگ کوک نیس این ور و اون ور رو نگا کردم دیدم رو زمین خوابیده بی‌سروصدا بلند شدم و رفتم صبحونه حاضر کردم دیدم نامجون بلند شد و شوکه شد
نامجون:وای زن داداش چقدر تزئین کردی دستت درد نکنه
سورانگ : خواهش حالا بقیه رو صدا کن و بیا صبحونه بخور
نامجون :بچه ها بلند شید*داد* بیاین صبحونه بخورید*داد*
جین:چرا انقدر وای چ خوشگل تزئین کردی
سورانگ :خواهش میکنم
*همه صبونه خوردن و رفتن به سالن تمرین *
سورانگ:مرسی کوک که من رو رسوندی
کوک:خواهش میکنم برو سر تمرینت
سورانگ:باشه خداحافظ
کوک:بای
دیدگاه ها (۱۱)

برداشتم نامه رو خوندم بهش گفتم ته:برو پیش پدرت میهو:نه الان ...

اشتباه کردم 🫂💔(پارت آخر )کوک ویو:رفتم داخل دیدم جیمین نشسته ...

اشتباه کردم 🫂💔(پارت ۲ )سورانگ :باشه میام تعریف میکنم *بغض*.....

اشتباه کردم 🫂💔(پارت ۱)سورانگ:ولم کن ما که قرار نداشتیم جیمین...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط