فیک برده ی ارباب جئون
فیک برده ی ارباب جئون
پارت 7
ویو ات-
توی تختم دراز کشیده بودم
مث اینکه بچم میخاست دنیا بیاد
جونگکوک و صدا زدم
ات. جونگکوکککککککککککککککککک
جونگکوک. جانم چی شده
ات مث اینکه میخام زایمان کنم
جونگکوک وایسا فدات بشم وایسا
ویو بیمارستان
پرستار یکی کمک کنه زنم میخاد زایمان کنه
پرستار چشم آقای جئون
ویو ات بعد از عمل
جونگکوک نگا پسره چقد خوشگله مث خودته
اسمش میزاریم
جونگکوک و ات باهم. دنیل
ات . چ همزمان
ویو ب 1 سال بعد شب بارونی زمستونی بود
ات. جونگکوک تو چرا انقد سرد شدی چرا دیگه مث قبل نیستی
جونگکوک. ات حوصله ندارم هیچی نگو
ات. جونگکوکککککککککککککککککک منم تو این خونه آدمم
جونگکوک. صداتو واسه من بالا نبر (عربده)
ات. با گریه) جونگکوک خودتی جونگکوکی ک من میشناختم با من اینجوری حرف نمیزد مرد من
جونگکوک. بسه دیگه
ویو ات-
کتش و برداشت و از خونه زد بیرون
دیدم دنیل داره گریع میکنه رفتم بلندش کردم بهونه ی بارون رو میگرفت داشتم از پله پایین میومدم ک پام گیر کرد و با بچه افتادم زمین
داشتم گریه میکردم دیدم دنیل داره از سرش خون میره سریع زنگ اورژانس زدم اومدن و دنیل و ب بیمارستان بردن
منم با جک پشت سرشون راهی شدم
زنگ جونگکوک میزدم اما خاموش بود
ویو بیمارستان
پرستار چی شد بچم حالش چطوره خوبه
جونگکوک. چی شد دنیل من چطورع
پرستار متاسفم بچه رو از دست دادیم
ات. چی ؟؟
جونگکوک. ات گمشو خونه ببینم گمشو خونه
ات. اما بچم
جونگکوک. بچت ؟
بچت بود نمیکشتیش چیکارش کردی بیشرف
فقط برو خونه تا بیام
ات. چشم
ادامه دارد.....
بای بای بچه ها
حمایت
پارت 7
ویو ات-
توی تختم دراز کشیده بودم
مث اینکه بچم میخاست دنیا بیاد
جونگکوک و صدا زدم
ات. جونگکوکککککککککککککککککک
جونگکوک. جانم چی شده
ات مث اینکه میخام زایمان کنم
جونگکوک وایسا فدات بشم وایسا
ویو بیمارستان
پرستار یکی کمک کنه زنم میخاد زایمان کنه
پرستار چشم آقای جئون
ویو ات بعد از عمل
جونگکوک نگا پسره چقد خوشگله مث خودته
اسمش میزاریم
جونگکوک و ات باهم. دنیل
ات . چ همزمان
ویو ب 1 سال بعد شب بارونی زمستونی بود
ات. جونگکوک تو چرا انقد سرد شدی چرا دیگه مث قبل نیستی
جونگکوک. ات حوصله ندارم هیچی نگو
ات. جونگکوکککککککککککککککککک منم تو این خونه آدمم
جونگکوک. صداتو واسه من بالا نبر (عربده)
ات. با گریه) جونگکوک خودتی جونگکوکی ک من میشناختم با من اینجوری حرف نمیزد مرد من
جونگکوک. بسه دیگه
ویو ات-
کتش و برداشت و از خونه زد بیرون
دیدم دنیل داره گریع میکنه رفتم بلندش کردم بهونه ی بارون رو میگرفت داشتم از پله پایین میومدم ک پام گیر کرد و با بچه افتادم زمین
داشتم گریه میکردم دیدم دنیل داره از سرش خون میره سریع زنگ اورژانس زدم اومدن و دنیل و ب بیمارستان بردن
منم با جک پشت سرشون راهی شدم
زنگ جونگکوک میزدم اما خاموش بود
ویو بیمارستان
پرستار چی شد بچم حالش چطوره خوبه
جونگکوک. چی شد دنیل من چطورع
پرستار متاسفم بچه رو از دست دادیم
ات. چی ؟؟
جونگکوک. ات گمشو خونه ببینم گمشو خونه
ات. اما بچم
جونگکوک. بچت ؟
بچت بود نمیکشتیش چیکارش کردی بیشرف
فقط برو خونه تا بیام
ات. چشم
ادامه دارد.....
بای بای بچه ها
حمایت
- ۹۸
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط