همیشه به تو فکر میکردم و در هر شرایطی و با هر اتفاقی دل

همیشه به تو فکر می‌کردم و در هر شرایطی و با هر اتفاقی، دلم حرف زدن با تو را می‌خواست.
همیشه دوستت داشتم، بیشتر از هرکسی دوستت داشتم. مهم نبود تا کدامین آسمان و به سمت و سوی کدامین خورشید قد خواهم‌کشید و تا آغوش کدامین ستاره از تو دور خواهم‌شد؛ من ریشه‌هایم را در خاکِ تو جا گذاشته‌بودم...

-نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۲)

‍ تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب ...

آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای گرم می‌شود.می‌بیند...

وزن شعرم همه در نرگس مستانه‌ی توستکج  نگاهم بکنی ، شعر بهم م...

.آرزو کردم که صُبح ات روشن از لطفِ خُداباشَد و عِشق ببارد هم...

سرزمینی که...هردویمان را در آغوش کشیدطرحی انداخت به وسعت یک ...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط