{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای گرم می‌شود.

آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای گرم می‌شود.
می‌بیند عجب چشم‌های دیوانه‌ای دارد.
و آغوشش بهشت است.
و صدایش آشناست.
سایه‌ای که از قصه‌ای دور آمده. از سرگذشتی دیرین. از دنیایی آشنا و از روزهایی آتشین.
آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای اعتماد می‌کند.
او را به شب‌نشینی رویا دعوت می‌کند. او را به حال خوش خلسه می‌برد.
آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای می‌گوید:
« گرمم کن. »

#شیما_سبحانی
دیدگاه ها (۰)

راست است که آدموقت ذوق کردنشقد میکشدتو در دنیایم هستی ومن هم...

وقتی گرسنه ای یه لقمه نون خوشبختیه.وقتی تشنه ای یه قطره آب خ...

‍ تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب ...

همیشه به تو فکر می‌کردم و در هر شرایطی و با هر اتفاقی، دلم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط