{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتگوی کاملاً جدی بین دو دخدر در تاکسی :

گفتگوی کاملاً جدی بین دو دخدر در تاکسی :
اولی : مربی تئاترمون قبلاً دستش تومور داشته !
دومی : تومور مغزی ؟!
اولی : نمی دونم ، اونشو نگفت !

#کورد#کوردستان#سنی
دیدگاه ها (۳)

من هر چی ملکه ذهنم میشه پادشاه ذهنم میاد مخشو میزنه! :| دلیل...

#کورد#کوردستان#سنی

هول هولکی کوبیدم به در توالت که یعنی یاالله زودتر بیا بیرون ...

دارم پولامو جمع میکنم تا واسه خودم ولنتاین کادو بگیرم!! ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

سناریو قهوه با بوی شکلات

🦢 پارت بیست‌وچهارم | هدفجنگکوک گوشی را محکم در دستش فشرد.— م...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟐 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این نگاه برای من بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط