مدرسه قلدرا
مدرسه قلدرا
پارت ۱۷ و ۱۸
ویو تهیونگ
ا/ت رو گذاشتیم داخل درمانگاه بهش سرم وصل کردن که یهو شروع کرده اشک ریختن تو بیهوشی یعنی کی اینکارو کرده گفته بودم حواسش به خودش باشه وایسا اون پسره کی بود داشت با نفرت به ا/ت نگاه میکرد؟ اعضا و ما خیلی نگران ا/ت بودیم من و جین و جیهوپ و جیمین رفتیم دنبال کسی که این بلا رو سر ا/ت آورده رو پیدا کنیم.
ویو کوک
تهیونگ و جین و جیهوپ و جیمین رفتن و منو نامجون و شوگا بودیم که پرستار مدرسه گفت بیمار داره دیوونه بازی درمیاره یک کاری کنید و بهوش اومده
منو نامجون و شوگا سریع رفتیم تو دیدیم ا/ت جیغ میزنه گریه میکنه و دستگاه ها رو که وصلش بود و میکنه سریع رفتیم پیشش
کوک: ا/ت ا/ت منو ببین آروم باش گریه نکن ساکتت هیششش چیزی نیست
ا/ت: نمیخوام ازم دور شو(جیغغغ)
شوگا : ا/ت آروم باش هیچ کسی نیست که اذیتت کنه منو ببین(رفتم و تو گوش نامجون گفتم حواس ا/ت رو پرت میکنم سریع دکتر بیاره اونم سریع رفت منو کوک بغلش کردیم کوک دستاشو گرفته بود و باهاش حرف میزد منم اون و خوابوندم رو تخت وکش های مخصوص تخت که اگر بیمار تکون خورد و بهش میبندن و از لای تخت گذراندم و همرو بهم وصل کردم و ا/ت متوجه موضوع شد ولی من اون و بسته بودم شروع کردن گریه بلند و جیغ زدن که دکتر اومد و سریع بهش آرام بخش زد و صورتش و کرم زد و گوشه ی لباش
که پاره بود و هم معاینه کرد و گفت شوک عصبی بهش وارد شده و حسابی ترسیده دارو هاشو داد و رفت )
ویو صبح ساعت ۴ (خیلی زود حدود طلوع خورشید)
ویو ا/ت
ا/ت: تهیونگ تهیونگ وایسا منم بیام پام درد گرفت
تهیونگ : ا/ت چرا اینقدر کندی بود و دیگه این گل ها رو ببین
ا/ت:آخه بالای کوه نفس واسه آدم میمونه ؟؟ بعد شروع کردیم خندیدن که بارون گرفت و تهیونگ شروع کرد با صدای جذابش برام آهنگ خوندن صداش آدم و جادو میکرد حسابی که یهو ته مین اومد و تفنگ دستش بو و به تهیونگ نشونه گرفت
ته مین: صدای شلیک
ا/ت: جیغغ)تهیونگگگگگگ نهههه(گریه)
ته مین شروع کرد پشت سر هم شلیک کردن و دقیق به قلب ته میزد و منم جیغ میکشیدم که تهیونگ از دره افتاد پایین سریع دویدم سمت دره و بلند داد زدم
ا/ت: تهیونگگگگگگ(داد)
----------------------------------------------
ا/ت: تهیونگ نهههه(گریه)
ویو جیمین
همه توی اتاق بیمارستان پیش ا/ت بودیم و خوابیده بودیم رو صندلی که ا/ت بلند داد زد و گریه کرد و تهیونگ و صداکرد سریع همه رفتیم پیشش
جیمین: جوجه ی من خواب بود هرچی دیدی واقعی نبود منو ببین
ا/ت: تهی...هقق تهیونگ..ک.هقق..کجاست..؟ح...حالش هقق...خ..خوبه؟..هقق
جیهوپ: تهیونگ رفت برای همه صبحانه بگیره بیاد
نامجون: آره کوچولو خواب بود باشه؟
جین: الان درد داری؟ حالت خوبه؟
کوک: هی هی کوچولو هویجی شیر موز بیارم بوقولی؟
که......
پارت ۱۷ و ۱۸
ویو تهیونگ
ا/ت رو گذاشتیم داخل درمانگاه بهش سرم وصل کردن که یهو شروع کرده اشک ریختن تو بیهوشی یعنی کی اینکارو کرده گفته بودم حواسش به خودش باشه وایسا اون پسره کی بود داشت با نفرت به ا/ت نگاه میکرد؟ اعضا و ما خیلی نگران ا/ت بودیم من و جین و جیهوپ و جیمین رفتیم دنبال کسی که این بلا رو سر ا/ت آورده رو پیدا کنیم.
ویو کوک
تهیونگ و جین و جیهوپ و جیمین رفتن و منو نامجون و شوگا بودیم که پرستار مدرسه گفت بیمار داره دیوونه بازی درمیاره یک کاری کنید و بهوش اومده
منو نامجون و شوگا سریع رفتیم تو دیدیم ا/ت جیغ میزنه گریه میکنه و دستگاه ها رو که وصلش بود و میکنه سریع رفتیم پیشش
کوک: ا/ت ا/ت منو ببین آروم باش گریه نکن ساکتت هیششش چیزی نیست
ا/ت: نمیخوام ازم دور شو(جیغغغ)
شوگا : ا/ت آروم باش هیچ کسی نیست که اذیتت کنه منو ببین(رفتم و تو گوش نامجون گفتم حواس ا/ت رو پرت میکنم سریع دکتر بیاره اونم سریع رفت منو کوک بغلش کردیم کوک دستاشو گرفته بود و باهاش حرف میزد منم اون و خوابوندم رو تخت وکش های مخصوص تخت که اگر بیمار تکون خورد و بهش میبندن و از لای تخت گذراندم و همرو بهم وصل کردم و ا/ت متوجه موضوع شد ولی من اون و بسته بودم شروع کردن گریه بلند و جیغ زدن که دکتر اومد و سریع بهش آرام بخش زد و صورتش و کرم زد و گوشه ی لباش
که پاره بود و هم معاینه کرد و گفت شوک عصبی بهش وارد شده و حسابی ترسیده دارو هاشو داد و رفت )
ویو صبح ساعت ۴ (خیلی زود حدود طلوع خورشید)
ویو ا/ت
ا/ت: تهیونگ تهیونگ وایسا منم بیام پام درد گرفت
تهیونگ : ا/ت چرا اینقدر کندی بود و دیگه این گل ها رو ببین
ا/ت:آخه بالای کوه نفس واسه آدم میمونه ؟؟ بعد شروع کردیم خندیدن که بارون گرفت و تهیونگ شروع کرد با صدای جذابش برام آهنگ خوندن صداش آدم و جادو میکرد حسابی که یهو ته مین اومد و تفنگ دستش بو و به تهیونگ نشونه گرفت
ته مین: صدای شلیک
ا/ت: جیغغ)تهیونگگگگگگ نهههه(گریه)
ته مین شروع کرد پشت سر هم شلیک کردن و دقیق به قلب ته میزد و منم جیغ میکشیدم که تهیونگ از دره افتاد پایین سریع دویدم سمت دره و بلند داد زدم
ا/ت: تهیونگگگگگگ(داد)
----------------------------------------------
ا/ت: تهیونگ نهههه(گریه)
ویو جیمین
همه توی اتاق بیمارستان پیش ا/ت بودیم و خوابیده بودیم رو صندلی که ا/ت بلند داد زد و گریه کرد و تهیونگ و صداکرد سریع همه رفتیم پیشش
جیمین: جوجه ی من خواب بود هرچی دیدی واقعی نبود منو ببین
ا/ت: تهی...هقق تهیونگ..ک.هقق..کجاست..؟ح...حالش هقق...خ..خوبه؟..هقق
جیهوپ: تهیونگ رفت برای همه صبحانه بگیره بیاد
نامجون: آره کوچولو خواب بود باشه؟
جین: الان درد داری؟ حالت خوبه؟
کوک: هی هی کوچولو هویجی شیر موز بیارم بوقولی؟
که......
- ۱۱.۶k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط