{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵ :
𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞


ویو مایک :

اون اونجا بود .....
درخشان تر از همیشه خیلی با اون لباس خوشگل شده بود خوشگل تر از همیشه می خواستم برم پیشش ولی انگار یچیزی نمی زاشت پس رفتم نشستم اون ور تر همش نگام روش بود ......

ویو جنا :

خیلی حالم بد بود پس هی و هی می نوشیدم تقریبا مست شده بودم که یه پسر اومد کنارم نشست خیلی جذاب بود...

ویو مایک :

داشتم همینجور نگاش می کردم که یه پسر اومد و کنارش نشست و دستش رو انداخت رو شونه هاش کمی که دقت کردم دیدم اون جاسمن هس ......
دشمنم عصبانی شدم خونم به جوش اومد و نتونستم خودمو نگه دارم م یدونستم جاسمن دختر بازه و اگه با این حال اونو ببره جنا رو بیچاره می کنه پس با سرعت رفتم پیششون

ویو جاسمن :

چه دختر خوشگلی .....
می تونم اسمتو داشته باشم ؟

ویو جنا : نهههه شما کی باشی ؟
( با لحن خاصی گف لحنی که مست بودن رو نشون می داد بیشتر به لوس می زد )

ویو جاسمن :
یکی که غرق نگاته

ویو جنا :
او خوشم اومد اسمم جنا س

ویو مایک :

دیدم داست دستشو می برد سمت با//سن جنا

از زبان مایک : او عزیزم اومدم ببخشید اگه دیر شد ....


دست جاسمن رو انداختم پایین و جنا رو گذاشتم رو پاهام

ویو جاسمن :

او نمی دونستم دوست دختر داری

ویو مایک :

اولن به تو ربطی نداره دومن حالا که دونستی چه گوهی خوردی مثلا ؟

ویو جاسمن :

الان دلم نمی آد برینم تو دهنت پس با دوس دخترت تنها می زارم آقای مایکل ویک و( یه لبخند الکی و سر زد)
دیدگاه ها (۰)

𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞

𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞I Love This

𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞

𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞

پارت ۶ :𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞ویو مایک :جنا خیلی داشت می خورد پس بهش گفتم...

part 17 :ویو جنا :پس امشب باید حسابی جذاب کنی ویو مایک :تا ...

part 16 :ویو جنا :چند دقیقه تو همون حالت بودیم که یهو مایک ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط